توضیح و تشریح اصل چهارم

1. تصریح قرآن کریم به اینکه (لا یَمَسُهُ الاّ المُطَهَرون) جز پاک‌شدگان نمی‌توانند به او دست یابند، ما را بر آن می‌دارد که ابعاد مختلف وجودی انسان را اجمالاً معرفی کرده و مراتب طهارت هر یک را بشناسیم؛ و به تبع آن، انواع آلودگی‌ها را معرفی کنیم، تا بتوانیم این اصل را هرچه بهتر اجرا نماییم.

ساحت‌های وجودی انسان:

  • ساحت بدن و متعلقاتش
  • ساحت ملکات و خلقیات
  • ساحت فکرها، خیالات و خطورات
  • ساحت بینش‌ها، باورها و اعتقادات
  • ساحت محبت‌ها، تعلقات، الهامات و مشاهدات

 البته بررسی شناخت تفصیلی برای کسی لازم است که در مسیر اطاعت و بندگی و دلدادگی پروردگار متعال، کامل و موفق نبوده است؛ وگرنه مؤمن کامل، بدون آنکه این معارف را تحصیل نماید، طهارت را در تمامی این ساحات و ابعاد وجودی خود، تحصیل نموده است.

2. قرآن کریم، حقیقت توست که از عالم ملکوت نازل شده تا تو را به آنجا هدایت نماید. این حقیقت قدسی، موجودی لطیف، نورانی و پاک است و هرکس با او هم‌نشین شود را مانند خود نورانی، پاک و ملکوتی می‌کند. البته برای آنکه بتوان با او مرتبط شد و از مجالست با او، مجانست با وی رابهره برد، باید سنخیتی ایجاد نمود و در حد توان از زشتی‌ها، پلیدی‌ها و ناپاکی‌های عالم ماده، احتراز کرد. [1]

وقتی قاری قرآن، طهارت کسب نماید، قطعاً بهره و اثری که از قرآن عزیز خواهد گرفت، به مراتب بیشتر از کسی است که بدون این مقدمه‌سازی به محضر قرآن رسیده است.

3. طهارت و پاکی، باید در ظاهر و باطن انجام شود؛ یعنی قاری نور، باید هم ظاهر خود را از آلودگی‌ها و کثافات پاک نماید و با بدن و لباسی پاک و در مکانی طاهر به محضر کتاب الله شرفیاب شود و هم باطن و درون خویش را تطهیر نموده و با طهارت روح و پاکی ضمیر از انواع گناهان و تاریکی‌ها با حقیقت نوری قرآن ارتباط برقرار نماید. هرچه این تطهیر، اساسی‌تر و عمیق‌تر باشد، زمینۀ بهره‌گیری از قرآن یعنی سنخیت یافتن با حقیقت او، بیشتر خواهد بود.

4. در ماه مبارک رمضان علمای اخلاق ما می‎گویند که همه‎اش فقط شکم را می‎بندی، خب عمل خیر است، ولی مراقب چشم و زبانت نیستی همان رفتارهای قبلی را داری، این‎ها چیزهای پیش‌پا افتاده‎ای است که مانع رشد ماست؛ مانع فهم ما از دعاها و قرآن می‎شود، اگر میخواهیم طاهر شویم جلوی این‎ها را باید بگیریم. تو که داری روزه می‎گیری قربةالی‌الله باشد و بعد لوازمش را هم مواظبت کن.

5. فرمودند: اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْو؛ دنیا بازیچه‎ای بیش نیست. دنیا که می‎گویید مجموعۀ دنیا را در نظر بگیرید، هرچیزی که در دنیا هست جز قرآن و اهل‎بیت و فرامین اهل‎بیت همه بازی و بازیچه‎اند، حتّی گه‌گاهی نماز و نمازشب هم برای شما بازی و بازیچه می‎شوند، حتّی تلاوت قرآن و توسل به اهل‎بیت هم برایت بازیچه می‎شوند، با آن بازی می‎کنی. روزی از یک‌جایی رد می‎شدیم یک ترانه گذاشته بودند می‎زدند و می‎رقصیدند. دیدم این با آن سینه‌زنی که در مسیر کربلا می‎گذاشتند هیچ فرقی ندارد، همان آهنگ است فقط آنجا سینه می‎زدند اینجا می‎رقصیدند. همان آهنگ را گذاشته بودند و قمه به سرشان می‎زدند. گه‌گاهی می‎بینید حتّی توسلمان می‎شود دنیوی، البتّه من خاک پای همه را می‎بوسم حتّی آن‎هایی که بیخود هم می‎زنند، من آن نحوه آهنگی را می‎گویم که مطرب است. مواظب باشیم در میدان شیطانی که ما را بازی بدهد نیافتیم. یک‎دفعه می‎بینید آن اشک و ناله و فلان فقط برای خودنمایی بوده، نفس ما خوشش می‎آمد یک حرکتی بکنیم، تکان بخوریم. خیلی مراقب باشیم در این دایره نیافتیم.

6. فرمودند که به خدا اطمینان داشته باشید، اطمینان به این شکلی که خدا و ائمه‌هدی را بدانیم که خلاف نمی‎گویند. شما را وعده داده‎اند که به مقام محمود و مقام مخلصین برسانند، به مقام خلیفه‎اللهی برسانند، یقین بدانید خدا این را می‎خواهد و به این مقام خواهد رساند. اطمینان کن به او، نه اطمینان به عملت، نه اطمینان به خودت، نه تکیه بر خودت و اعمالت، نه اطمینان به نمازشب و تلاوت قرآن، فرمود اطمینان به او اگر اطمینان به او پیدا بکنی یقین بدان تو را تا آخر خواهد برد. درحال حاضر اعتقاد داریم، امّا از مرحلۀ اعتقاد باید خارج بشویم و به مرحلۀ اعتماد و باور برسیم. باورت بشود که تو خیلی قابلیت داری، باور کنی که تو خیلی قدرتمندی، خدای تبارک و تعالی توانی در تو گذاشته که صد تا شیطان را در جیب بگذاری.

7. برای تحصیل کمالات نفسانی باید موانع آن را مورد توجه قرار داد تا شخص در مقام عمل به آن مرتکب نشود. در این خصوص، فراهم کردن لوازم اتصاف به این کمالات لازم و ضروری می‎نماید. این روش، روش تربیتی قرآن کریم است که پس از بیان حقیقی وجود انسان و راه رسیدن به آن، دوستان و الگوهای واقعی را این‎گونه معرفی کرده و می‎فرماید:«وَمَنْ یُطِعِ اللَّهَ وَالرَّسُولَ فَأُولَئِکَ مَعَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ مِنَ النَّبِیِّینَ وَالصِّدِّیقِینَ وَالشُّهَدَاءِ وَالصَّالِحِینَ وَحَسُنَ أُولَئِکَ رَفِیقًا؛ و کسانی که از خدا و پیامبر اطاعت کنند در زمره کسانی خواهند بود که خدا ایشان را گرامی داشته است؛ از پیامبران و راستان و شهیدان و شایستگان، و آنان چه نیکو همدمانند».

همچنین دشمنان واقعی را نیز گوشزد کرده و می‎فرماید:«إِنَّ الشَّیْطَانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا إِنَّمَا یَدْعُو حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ أَصْحَابِ السَّعِیرِ؛ در حقیقت، شیطان دشمن شماست. شما [نیز] او را دشمن گیرید. [او] فقط دار و دسته خود را می‏خواند تا آن‎ها از یاران آتش باشند». با این بیان، لازم است مومن طالب خدای متعال در مسیر بندگی هوشیار و مقاوم باشد و برای حصول اشتیاق به یاد پروردگار متعال، باید به موانع آثار توجه نماید تا حالت اشتیاق در وجود او شعله‎ور گردد. موانع شوق به پروردگار انواع مختلفی دارد که برخی از آن‎ها درونی و برخی نیز بیرونی هستند.

8. بعضی از والدین بر اثر شدت محبتی که به بچه‎شان دارند، موقع کنکور تا خود دانشگاه می‎آیند. گاهی دعا و قرآن ما فقط برای این جاهاست و جای دیگری که امراض روحی و روانی داریم گرفته نمی‎شود. بچه آمده کنکور بدهد، مادرش در دانشگاه نشسته و دارد قرآن می‎خواند، زیارت عاشورا می‎خواند و نصف موهایش هم بیرون است. این بدبختی ما شده است. اشکال ندارد برای بچه دعا کنیم. در همه جا هم دعا کنیم. اما بالاتر از آن حجاب است. آن موها که معلوم است، حرام است. تو بر خلاف خدا داری عمل می‎کنی، بعد از خدا چیزی هم می‎خواهی؟

واقعاً خنده‎دار است. نماز صبح نمی‎خواند و اصلاً شاید نماز نمی‎خواند، ولی آنجا آمده است و دعا می‎کند؛ مثل آن یهودی‎ها. ما چقدر بدبختیم. اصل مریض خودمان هستیم. وقتی اصلاً نمی‎دانیم برای چه به این دنیا آمده‎ایم آیا مریض نیستیم؟ این نیاز دارد که ما نذرها بکنیم. زیارت عاشوراها بخوانیم. خودمان باید شفا بگیریم، بچه را رها کنیم. اگر مطالعه کرده و زحمت کشیده، ان‌شاء‌الله قبول هم می‎شود. چرا می‎خواهی محبت نشان بدهی؟ همه این‎ها محبت نفسانی و خودخواهی است. چون انسان خودخواه است بچه را می‎خواهد برای خودش، شوهر را می‎خواهد برای خودش، همسر را می‎خواهد برای خودش، مدرک را می‎خواهد برای خودش، همه چیز را برای خودش می‎خواهد، باید از این تعلقات رها شویم.

9. قرآن را با تأمل و تعقل بخوانید، ولی برای ثواب نباشد. طوری باشد که می‎خواهیم پیاده‎اش کنیم. طوری باشد که فردا واقعاً رفتار و کردارمان بوی قرآن بدهد. یعنی هر کس دید بگوید این تحول در درون شما ایجاد شده است. مثل آن شخصی نباشید که موقع نماز می‎دود مسجد و یک جزء قرآن هم می‎خواند، اما موقع امتحان می‎بینی که آقا می‎لنگد. همه زندگی‎اش بوی تعفن می‎دهد. این‎طور نباشد.(نفاق که می‎گویند همین است. نفاق اصغر تا اکبر و اعظم داریم. در مراحل بندگی همین‎هاست. این نفاق با ما هست و خیلی بد است).

پس اگر انسان مضطر شد، به خواسته‎اش می‎رسد. علائم مضطر شدن را همه ما داریم. علائم عشق به خدای سبحان را همه ما داریم. علائم اینکه بنده توبه‎کار هستم، علائم اینکه بنده از همه بریده‎ام و … همه این‎ها هست. وقتی به مسجد می‎رویم، عملاً فریاد می‎زنیم که «خدایا دوستت دارم‌»؛ وگر نه در خانه تو چه می‎کنم؟ اگر غیر این بود، می‎رفتم دنبال دوستانم در پارک‎ها یا پای ماهواره‎ها می‎ماندم. پس این‎جا چه می‎کنیم؟ جز این است که می‎خواهم بگویم: «أَسْتَغْفِرُکَ مِن کُلِّ لَذَّةٍ بِغَیْرِ ذِکْرِکَ؛ از تمام لذت‎هایی که به غیر از تو هست استغفار می‎کنم.» و لذتم فقط تویی و از آن‎ها روی‎گردان هستم. البته شرطش این است که نگذاریم این عمل و چراغی که روشن می‎شود خاموش شود. ما در ظرف محبت الهی و عنایت او هستیم. هر چه هستیم، وقتی که این‎جا وارد شدیم مورد عنایت خاص او و تفضل پروردگار متعال قرار می‎گیریم.

10. همه ما کار را کِش می‎دهیم و کارهایمان نامنظم می‎شود. کار را به موقع انجام بدهید، چیزی نمی‎ماند تا ذهن درگیر بشود. از آن طرف هم شیطان با وسوسه‎ها و خطوراتش می‎آید و خودمان تولید ذهنیات می‎کنیم، امّا خطورات و ذهنبات را قطع نمی‎کنیم. همین باعث می‎شود انسان لذت از معنویت، لذت از تلاوت قرآن و لذت از حضور قلب نبرد.

11. ما اگر همه‌چیز حتّی قرآن و دعاها را به خودمان بگیریم، آن‎وقت ببینیم چقدر کفریات و چقدر شرک در درون انسان هست. چقدر بت در درونمان هست و از آن طرف قابلیت‌ها خیلی بالاست، وقتی قابلیت‌ها را بیشتر بفهمید، آنها زود از بین می‎روند و آب می‎شوند.

12. تسلیم و عدم طلبکار بودن: در حالات پیامبر هم نقل شده است که وقتی وحی می‎رسید، پیامبرگرامی اسلام تمام وجودش پر از عرق می‌شد و اگر روی شتر بود از سنگینی کلام الهی شتر می‌خوابید، این از شدت ارتباط، خشیّت و عظمت الهی است.

 زراره از امام صادق سؤال می‎کند: غشوه‌ای که بر پیامبر عارض می‌گشت، هنگام نزول وحی بود؟ فرمود: این حالت زمانی بود که بین او و خداوند هیچ‌کس واسطه نبود و خداوند با عظمت و جلال بر او تجلّی می‌کرد.

ما نمی‌دانیم و نمی‌فهمیم ولی بعضی‌ها می‎گویند: هر وقت حضور قلب در نماز را رعایت کردیم، تپش قلبمان بالا بوده و عرق کردیم یا بدنمان به لرزش درآمده که اگر تا آخر ادامه داشته باشد، انسان را زمین می‌زند، یعنی صعود و فرودش واقعاً سنگین است، عوالمی در نماز گذرانده می‎شود که ما طاقت یک‌دهم آن را نداریم. اگر آن عنایت به ما بشود، جسممان طاقتش را ندارد و می‎افتد؛ لذا باید نفس را طوری تربیت کنیم که طلب‌کار نباشد و خودش را مستحق عنایات الهی نداند.

13. شاید هم پیام امام حسین (ع) در این شب عاشورا، این باشد که از یادتان نرود که سفارش من چیست! شما هم اهل این خوبی‌ها باشید! طبق نقل، تمام اصحاب حضرت در شب عاشورا، مشغول عبادت و استغفار شدند. یک عده در چادرهایشان درحال قنوت بودند، یک عده مشغول تلاوت قرآن بودند و… لذا این امور باید در زندگی ما نیز به‌صورت همیشگی باشد. این‌ها ارزش‌های الهی است که باید زندگی و خانه ما را معطر و نورانی کند.

البته ارزش‎های الهی، تنها این عبادت‌ها نیست؛ بلکه این‎ها، رکن و اصل هستند. باید در کنار این‎ها، جهت‌دهی و معنابخشی به همه فعل و انفعالات خودمان بدهیم. یعنی باید یک زمانی را برای این امور خاص عبادی قرار دهی و بقیه کارهای زندگی‌ات را هم با جهت‌دهی و معنابخشی الهی انجام دهی! این زندگی نورانی و معطر خواهد شد!

14. شما باید با پیامبر و قرآن انس و ارتباط بگیرید و حال پیدا کنید که متاسفانه این‌طور نیست. قرآن یک امر تشریفاتی شده و همین‎طوری آن را می‎خوانند. چقدر توجه شد؟ چه قدر به آیات دقت شد؟ چقدر به جان و دل من نشست؟ یکی قرآن می‎خواند و من دارم حرفم را می‎زنم یا فکرم جای دیگر است. این‌ها یعنی انس نیست و قرآن مظلوم واقع شده است. شما ببینید که قرآن چقدر سفارش به خواندن و تأمل کردن در آیات خودش دارد و می‎گوید: در من تأمل کن! متاسفانه دل‎ها نورانی نیست؛ با آنکه قرآن، دل‎ها را نورانی می‎کند. بصیرت می‎دهد، روشنایی می‎دهد و انسان را متخلق به اخلاق الهی می‎کند. کارش همین است. ولی ما از آن غافلیم و بهره کافی را نمی‌بریم.

15. کلید موفّقیت را حضرت داده است. اگر می‎خواهیم این حالات باقی بمانند، این چهارتا دستوری که حضرت فرمودند را حفظ کنیم. «کُلُّ یَومٍ عاشُورا وَ کُلُّ أرضٍ کَربَلا» در وجود انسان هست؛ اگر این‎ها را در خودمان پیاده کنیم، رذائل نمی‎تواند به ما نزدیک بشود و فضائل نیز از ما فرار نمی‎کنند. انسان زمانی که بد است، خوبی‎هایی مثل قرآن اجازه نمی‎دهد انسان به آن‎ها نزدیک شود. فکر می‎کنند آدم خودش به طرف خوبی‎ها نمی‎رود، نه اصلاً اجازه نمی‎دهد، برای اینکه آن‎قدر بد می‎شود؛ قرآن می‎گوید: برو، دعا می‎گوید: برو. همه‌ی این‎ها، مناجات، استفاده از لذت‎های معنوی از انسان گرفته می‎شود.


[1]. برای ورود به هر مرتبه از قرآن، طهارت همان مرتبه لازم است

مقالات مرتبط

توضیح و تشریح اصل نهم

ارتباط و اتصال با حقیقت قرآن، قرار گرفتن در مغناطیس ملکوتی کلام خدا و تابیدن نور قرآن، به قلب و جان انسان است و اگر این رابطه، عمیق شود و استمرار پیدا کند، ناخودآگاه انسان را با حقیقت نوری کلام الله مجید، هم جنس و هم سنخ می کند

توضیح و تشریح اصل ششم

تشخیص صحت معانی یافته شده و تطبیق آن با ساختار وجودی هر فرد، تنها و تنها از عهده عالمی بر می آید که به بطون قرآن کریم و معانی حقیقی آن آگاهی داشته باشد. همچنین بر پیچ و خم ها، کاستی ها و نیازهای درونی شخص تدبّر کننده اشراف داشته باشد. لذا مراوده با چنین عالمی لازم و ضروری است.

شواهد قرآنی اصل چهارم

اِنَّه لَقُرآنٌ کریمٌ فِی کِتابٍ مکنونٍ لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ.
آن، قرآن کریمی است که در کتاب مکنون جای دارد و جز پاکان نمی توانند آن را مس کنند.
قرآن کریم، حقیقتی زنده است که جایگاهش، درون کتاب مکنون است و جز پاک شدگان نمی توانند به آن دست یابند و حقیقت پنهان او را لمس نمایند

راهکار عملی اصل چهارم

این اصل از روش به خود گرفتن آیات، مربوط به آیۀ خاصی از قرآن نیست و حالت کلی مخاطب کلام الهی را بیان می کند، که باید پیراستگی و طهارت ظاهری و باطنی داشته باشد تا بتواند با ملکوت قرآن، که تماماً نور است، مرتبط شود. لذا باید هر وقت که به محضر قرآن عزیز مشرف می شویم، طهارت داشته باشیم و با جسمی پاک، آیاتش را تلاوت نماییم

توضیح و تشریح اصل سوم

وظیفۀ ذاتی قرآن عزیز، یا بهتر بگوییم کارکرد اصلی حضرت کتاب اللّه، هدایت کردن بندگان است. او آمده تا ما را از ظلمت ها بیرون آورد و به عالم نور راهنمایی کند تا به خدایی بازگردیم که از برای اوییم. لذا هرچه که قرآن می گوید، همه اش راهنمایی و نشان دادن راه ملکوت است…

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار