روایات راهگشای اصل سوم
1. قَالَ امیرالمؤمنین (ع): مَنِ اِسْتَظْهَرَ اَلْقُرْآنَ وَ حَفِظَهُ وَ أَحَلَّ حَلاَلَهُ وَ حَرَّمَ حَرَامَهُ أَدْخَلَهُ اَللَّهُ تَعَالَى بِهِ اَلْجَنَّةَ وَ شَفَّعَهُ فِی عَشَرَةٍ مِنْ أَهْلِ بَیْتِهِ کُلُّهُمْ قَدْ وَجَبَ لَهُ اَلنَّارُ.[1]
امیرالمؤمنین (ع): هر كه از قرآن مدد جويد و در حفظ و قرائت آن بكوشد، حلالش را روا و حرامش را ناروا شمارد ؛ خداوند او را داخل بهشت گرداند و دربارة ده نفر از خاندانش كه مستحق آتش باشند، شفاعت دهد.
2. قال رسوالله (ص): إِنَّهُمَا {سورة البقرة و آل عمران} لَیَجِيئَانِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ … یُحَاجَّانِ عَنْ صَاحِبِهِمَا وَ یُحَاجُّهُمَا رَبُّ الْعِزَّةِ یَقُولَانِ یَا رَبَّ الْأَرْبَابِ إِنَّ عَبْدَكَ هَذَا أَقْرَأَنَا وَ أَظْمَأَنَا نَهَارَهُ وَ أَسْهَرَنَا لَیْلَهُ وَ أَنْصَبَنَا بَدَنَهُ فَیَقُولُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ یَا أَيُّهَا الْقُرْآنُ فَکَيْفَ کَانَ تَسْلِيمُهُ لِمَا أَنْزَلْتُهُ فِیکَ مِنْ تَفْضِيلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ أَخِي مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ یَقُولَانِ یَا رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ إِلَهَ الْآلِهَةِ وَالاهُ وَ وَالَى وَلِيَّهُ وَ عَادَى أَعْدَاءَهُ … یَقُولُ اللَّهُ تَعَالَى فَقَدْ عَمِلَ إِذاً بِکُمَا کَمَا أَمَرْتُهُ.[2]
پیامبر (ص) میفرماید: همانا دو سوره مبارکه بقره و آل عمران در روز قیامت حاضر میشوند… نسبت به فردی که همراه ایشان بوده (قاری این دو سوره) گفتگو و بحث با خداوند میکنند و پروردگار نیز با این دو گفتگو و بحث میکند؛ آن دو سوره میگویند: پروردگارا! این بنده تو، ما را قرائت کرد و با ما صبحش را به گرسنگی گذراند (روزه گرفت) و شب بیداری داشت و به واسطهٔ ما بدنش را به سختی انداخت. پس خداوند میفرماید ای قرآن! تسلیم بندهام نسبت به برتری دادن علی بن ابی طالب، برادر محمد (ص) چگونه بود؟ پس آن دو سوره پاسخ میدهند که پروردگارا! ولایت علی را پذیرفت، ارادتمندان او را دوست داشت و دشمنان او را دشمن داشت… خدای متعال میفرماید پس در این زمان، قطعاً همانطور که به او دستور دادم به شما عمل کرده است.
قرآن کریم در پی پشتیبانی از کسی برمیآید که همراهی و مصاحبت همیشگی با قرآن داشته و تسلیم امر و نهیَش باشد.
3. قال أمیرالمؤمنین (ع): أَمَّا اللَّیْلَ فَصَافُّونَ أَقْدَامَهُمْ، تَالِینَ لاَِجْزَاءِ الْقُرْآنِ یُرَتِّلُونَهَا تَرْتِیلاً. یُحَزِّنُونَ بِهِ أَنْفُسَهُمْ وَ یَسْتَثِیرُونَ بِهِ دَوَاءَ دَائِهِمْ. فَإِذَا مَرُّوا بِآیَة فِیهَا تَشْوِیقٌ رَکَنُوا إِلَیْهَا طَمَعاً، وَ تَطَلَّعَتْ نُفُوسُهُمْ إِلَیْهَا شَوْقاً، وَ ظَنُّوا أَنَّها نُصْبَ أَعْیُنِهِمْ. وَ إِذَا مَرُّوا بِآیَة فِیهَا تَخْوِیفٌ أَصْغَوْا إِلَیْهَا مَسَامِعَ قُلُوبِهِمْ، وَ ظَنُّوا أَنَّ زَفِیرَ جَهَنَّمَ وَ شَهِیقَهَا فِی أُصُولِ آذَانِهِمْ.[3]
امیرالمؤمنین (ع): (متقین) شباهنگام راست برپا میایستند و اجزاء قرآن را به بهترین وجه تلاوت مینمایند. نفوس خود را با آیات قرآنی اندوهگین میسازند و دوای درد خود را با آن کتاب الهی تحصیل مینمایند. پس هرگاه از آیهای میگذرند که خداوند بندگانش را در آن تشویق فرموده است، از روی آرزو، تکیه به آن میکنند و نفوسشان از روی اشتیاق برای اطلاع به آن سر میکشد و گمان میکنند آن بهشت موعود در جلوی چشمانشان قرار گرفته است. و در آن موقع که از آیهای ترساننده عبور میکنند، گوشهای دلشان را به آن فرا میدهند و گمان میبرند تنفسهای آتشین دوزخ و صدای برافروخته شدن آن در اعماق گوشهایشان میباشد.
متّقین، دوای درد خود را از کتاب الهی میجویند و قرآن هم آنها را بیپاسخ نمیگذارد و هدایتشان میکند. اگر قرآن هدایتت کند، در همان زمان تلاوت آیاتِ بشارت، گویی پاداش الهی را به چشم میبینی و هنگام تلاوت آیات عذاب و انذار گویی صدای جهنم را با عمق جان میشنوی. هدایت قرآن، نقدی است.
4. قال علیٌّ: تدبّر آیَاتِ الْقُرْآنِ وَ اعْتَبِرْ بِهِ فَإِنَّه أَبْلَغُ الْعِبَرِ.[4]
امیرالمؤمنین (ع) میفرماید: در آیات قرآن به خوبی بیندیشید و از آن عبرت بگیرید. همانا قرآن رساترین عبرت هاست.
عبرت گرفتن، یعنی تطبیق شرایط زندگی امروز خود، با آنچه اتفاق افتاده است. معمولاً وقتی عناصر اصلی دو ماجرای متفاوت، تکرار شود و در یک مسیر حرکت کند، نتیجۀ مشابهی با هم خواهند داشت؛ هرچند که در جزئیات یا خصوصیات زمانی با یکدیگر متفاوت باشند. در این تطبیق، نتیجۀ کارهای خود را که هنوز مشخص نشده، در آینهٔ زندگی دیگری میبینی و درست و غلط را بهتر میشناسی. قرآن برای تو داستانسرایی نمیکند، سرگذشت کسانی را میگوید که تو هدایتش را بفهمی! عبرت بگیر، یعنی هدایت شو!
[1]. بحارالانوار: ج۸۹، ص۲۰
[2]. بحارالانوار: ج89، ص268
[3]. نهج البلاغه: خطبۀ ۱۹۳
[4]. عیون الحکم لیثی: ص200 و 201
پاسخ