توضیح و تشریح اصل دهم

 1. کسی که محبوبی را دوست دارد، به همه چیز محبوبش عشق می‌ورزد؛ کلامش، نامه‌اش و نشانه‌هایش. قرآن، کلام خداست. قرآن، نامه خداست. قرآن، نشانه خداست. «و الذین ءامنوا أشد حبا لله»؛[1] اگر عاشق خدایی لاجرم محبتت نسبت به قرآن روزافزون است.

2. وقتی با قرآن رفاقت و عاشقی پیشه کنی، همیشه همراهش خواهی بود. خلوت با او را دوست می‌داری و از هم‌صحبتی با او لذت می‌بری. با او عاشقی می‌کنی و در رفاقتش عشق به خدا را ظهور می‌دهی.

3. وقتی با کسی رفیق و آشنایی، اگر به محضرش برسی و بدانی پیامی از سوی محبوبت برای تو دارد ولی با تو سخن نمی‌گوید و خاموش است، شرط رفاقت و عشق‌ورزی آن است که نازش را بکشی و التماسش کنی تا با تو سخن بگوید و پیام محبوب را به تو برساند.

4. صلاة و قرآن، یک باطن و حقیقت دارند و ائمه (ع) فرموده‌اند که ما، نماز هستیم، حقیقت قرآن ما هستیم! خُب؛ وقتی انسان، گناهکار است و بر خلاف اوامر اهل‌بیت (ع) رفتار می‌کند، حقیقت قرآن و نماز به او اجازه نمی‌دهند که به‌سمت آنها برود. کسی می‌تواند مزّه‌ی عبادات را بچشد که با حقیقت آنها هم‌سنخ شود؛ باید مطیع اهل‌بیت (ع) بود. البتّه حتّی اگر گناهکار هم هستی، اشکال ندارد؛ با تکرار، به نماز التماس کن! با خجالت به‌طرف قرآن برو! اگر حال هم نداری، برو تا کم‌کم به تو عنایت شود. این‌ها، وجود نازنینی دارند و از ائمه جدا نیستند. لذا اگر به خودشان متوسّل شوی، بالاخره تو را به خودشان راه خواهند داد.

5. قرآن به اندازه‌ی فهم انسان با او برخورد می‌کند. یعنی آنچه نیاز هست به او می‌دهند. همان مقدار که درک کرده است. به خاطر همین خود قرآن می‌فرماید اگر می‌خواهی بیشتر بفهمی، تدبّر و تفکّر در قرآن را بیشتر کن، خودش گله‌مند است )أَفَلا يَتدبّرون، أَ فَلا تَعْقِلُونَ( جای‌جای قرآن به ما تذکّر می‌دهد که روی من تفکّر و تعقّل و تأمّل کن، سعه‌ی وجودیت را بالا ببر، چون تو تکویناً خلیفة اللهی، تو تکویناً مقام حیات طیبه را داری، تو تکویناً مقام محمود را داری و بالقوّه در وجود تو همه چیز هست، سعی کن این را ظهور بدهی، به هر مقدار که ظهورش بیشتر باشد، بیشتر به تو عنایت خواهد شد، امّا بدان در هر مرحله‌ای هستی، من قرآن تو را محروم نخواهم کرد و همان مقدار به تو عنایت خواهم کرد، امّا اگر تلاشت را بالا بردی، ظهور من هم بیشتر خواهد شد. لذا برای پرده‌گشایی از حجاب‌ها به خود قرآن باید التماس کنیم تا پرده‌ها را کنار بزند، می‌گویند قرآن هفت بطن دارد و هر بطنش هفت بطن دارد.

6. خدای متعال در قسامت میفرماید: نعمت توسل به اهل‌بیت، نعمت شناخت اهل‌بیت را به تو دادیم، فهم قرآن را به تو دادیم، چه کارکردی با این‌ها؟ این‌ها نعمت است. خدا آن‌قدر کرمش بالاست که از نعمت‌های ظاهری نمی‌پرسد. یک فرد عادی به کسی چیزی می‌بخشد مثلاً خانه‌ای برای یک فرد ضعیف داده و گفته این کلید خانه برود بنشیند، اصلاً فاش نکرده. ماشین به نامش کرده، آن‌قدر کریم است که خودش را هم نشان نداده، بعد هیچ سؤالی هم نمی‌کند. این یک مخلوق است.

حالا می‌خواهی خدا متعال بیاید و از این‌ها سؤال کند؟ این‌قدر عقب‌مانده‌ایم که شاید حتی نمی‌دانیم از کدام نعمت سؤال می‌کند، نعمت را باید معنا کرد. فرمود نعمت ما اهل‌بیتیم، نعمت قرآن است، نعمت این فهم و درک و بقاء متبرکه هستند. از این‌ها سؤال خواهد شد. چرا از خودمان نمی‌پرسیم با این‌ها چه‌‌کار کردم؟ چه بلایی سر این‌ها آوردم؟ این‌ها را چقدر ضایع کردم؟ کجا ضایع کردم؟ به چه‌چیز اندکی فروختمش؟

7. ذکر تنها ذکر زبانی نیست. تلاوت قرآن ذکر است. عمل خوب ذکر است. خود نماز ذکر است. درعین‌حال ذکرهای دیگر هم هست که دستور فرمودند و در مفاتیح زیاد است و انسان اگر موفق بشود، آنها را انجام بدهد، خیلی خوب است. اگر حال داشته باشد، خیلی خوب است و انجام بدهد. این کارها، برای سیر و معنویت انسان خیلی خوب است. بعضی‌ها ذکر می‌گویند، ولی لذت نمی‌برند. خیلی‌ها قرآن می‌خوانند، ولی لذت نمی‌برند.

اما بعضی‌ها هستند که میگویند: نور در وجودم می‌آید! بعضی می‌گویند: نور را در قرآن می‌بینم! بعضی می‌گویند: انگار قرآن دارد فقط با من حرف می‌زند و هر روز، یکی‌دو ذکر به من می‌دهد و من آنها را عمل می‌کنم. قرآن کارش همین است. این همان است که انسان وقتی اشتغال به ذکر پروردگار پیدا کرد، آن لذت و بهجت تلاوت قرآن و نماز و نمازشب را به او می‌دهند. خیلی عالی است. لذا این خودش یک مرحلۀ بزرگی است که انسان به جایی برسد که از ذکر الله لذت ببرد.

8. تلاوت قرآن و تدبّر در قرآن خیلی اهمّیت دارد؛ حضرت علامه‌طباطبایی فرمودند: «اکثر کشف و شهودات، اکثر رسیدن به مقامات عالیه و باز شدن درهای ملکوت در تلاوت قرآن است.» می‌دانید قرآن تماماً شعور است، بعضی‌وقت‌ها اجازه نمی‌دهد که به او نزدیک بشوید، هروقت حال تلاوت نداری ببین چه کار کردی؟

یکی از دوستان خدمت یکی از علماء رسیده بود و گفته بود: الآن مدتی است که اصلاً نمی‌توانم نزدیک قرآن بشوم تصمیم می‌گیرم بروم قرآن بخوانم کار پیش می‌آید یا اصلاً نمی‌توانم قرآن بخوانم: فرموده بودند دو رکعت نماز توبه بخوان، به سجده برو و در سجده صدتا استغفار کن، آن‌وقت ببین چه می‌شود؟ همین کار را کرده بود، بعد می‌گفت: آن‌قدر از قرآن لذت می‌برم که خدا می‌داند.


[1] . سوره مبارکه بقره: آیه65

مقالات مرتبط

راهکار عملی اصل چهارم

این اصل از روش به خود گرفتن آیات، مربوط به آیۀ خاصی از قرآن نیست و حالت کلی مخاطب کلام الهی را بیان می کند، که باید پیراستگی و طهارت ظاهری و باطنی داشته باشد تا بتواند با ملکوت قرآن، که تماماً نور است، مرتبط شود. لذا باید هر وقت که به محضر قرآن عزیز مشرف می شویم، طهارت داشته باشیم و با جسمی پاک، آیاتش را تلاوت نماییم

راهکار عملی اصل دهم

2. جایی که نظرت را جلب می کند ولی چیزی متوجه نمی شوی، تأمل کن. بایست و دوباره آیه را تلاوت کن. زود رد نشو.
3. لازم نیست هر بار همه چیز را بفهمی. ولی نباید هرگز دست خالی از سر سفره قرآن بلند شوی. التماس پایانی برای دست خالی نماندن.

راهکار عملی اصل نهم

1. هر روز ساعتی را برای تلاوت قرآن عزیز قرار بده و تلاش کن دیر سر قرار نروی. بی اهمیتی به قول و قرار، رفاقت و انس را مدام کمرنگ می کند.
اگر دلتنگ قرآن نیستی، یعنی رفاقت با قرآن نداری. سعی کن این رفاقت را ایجاد کنی

توضیح و تشریح اصل نهم

ارتباط و اتصال با حقیقت قرآن، قرار گرفتن در مغناطیس ملکوتی کلام خدا و تابیدن نور قرآن، به قلب و جان انسان است و اگر این رابطه، عمیق شود و استمرار پیدا کند، ناخودآگاه انسان را با حقیقت نوری کلام الله مجید، هم جنس و هم سنخ می کند

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار