توضیح و تشریح اصل ششم
1. برداشتهایی که از تفکر کردن در معانی که از زوایای مختلف آیه بدست میآید و معانی عمیق و درونی که به قلب انسان میافتد و خطور میکند، همواره باید در راستای مجموع معارف قرآن و دستورات الهی باشد. لذا سنگ محک اصلی برای تشخیص درست بودن معنای یافته شده از آیات، این است که مخالف هیچیک از آیات و روایات و احکام و سنن الهی نباشد. و تشخیص این مسئله بر عهده عالم است.
2. هرکس به هر اندازهای که بهره از معلومات قرآنی، سنن اهلبیت (ع) و احکام دینی دارد، میتواند به همان اندازه صحت و سقم دریافتهای انفسی قرآن را تشخیص بدهد. به همین دلیل، هر سطح از دریافتهای قرآنی و نتایج تدبّری، باید به عالمی نورانی در همان سطح عرضه گردد. لذا منظور از عالم در سطوح مختلف تدبّری ارتقاء پیدا میکند.
تشخیص صحت معانی یافته شده و تطبیق آن با ساختار وجودی هر فرد، تنها و تنها از عهده عالمی بر میآید که به بطون قرآن کریم و معانی حقیقی آن آگاهی داشته باشد. همچنین بر پیچ و خمها، کاستیها و نیازهای درونی شخص تدبّر کننده اشراف داشته باشد. لذا مراوده با چنین عالمی لازم و ضروری است.
نکته: شاید برخی از تدبّرها ذاتاً غلط نباشد لکن به جهت عدم انطباق با شخصیت متدبّر و ساختار وجودی او، تأیید نگردد. لذا راهنمایی استاد و هدایت عالم، فصلالخطاب تدبّر است.
4. نتایج تدبّر انفسی هنگامی که به عالم قرآنی ارائه میگردد، از دو حال خارج نیست: یا تأیید میشود که باید به آن روش و اسلوب ادامه داد و تدبّرهای جدیدی را در جان خود یافت؛ یا رد میشود که شخص متدبّر باید آنها را ترک کرده و به مسیر صحیح تدبّر انفسی بازگردد.
5. مراتب عالم:
1. بالذات: اهلبیت عصمت و طهارت
2. بالتبعیه: اولیاء الهی و تربیتشدگان ربانی آنان
3. مجازاً: مفسّران پرهیزکار و مهذّب
4. مثلاً و تشریفاً: عالمان عامِل
نکته: رسیدن بهمراتب بالای عالم، توسل و تضرع و طلب حقیقی لازم دارد.
6. عدم ان قلت نسبت به نظر عالم: یکی از اساتید نقل میکرد که یك مرتبه خدمت حضرت آیتالله احمدی میانجی ره رفتم و از محضر ایشان یك استخاره گرفتم. ایشان هم قرآن را باز کرد و جوابش را داد. بعد من گفتم: آقا میشود بگویید كدام سوره و کدام آیه است؟ ایشان مقداری ناراحت شد و گفت: تو وقتی که من را وكیل كردی، دیگر نپرس آیهاش چه بود! چون من از آن آیه قرآن یك برداشتی کردهام و همان را گفتم؛ اما اگر تو آیه را بخوانی و برداشت دیگری داشته باشی، چه معنایی دارد به من مراجعه کنی؟ خودت برو و برداشت کن! جواب استخاره، فهم آن بزرگوار است و فهم من به اندازه او نیست. لذا ایشان من را منع كرد كه سوره و آیه را بپرسم. خدا رحمتشان كند.
7. اگر علمای واقعی نبودند ما هیچ چیز نداشتیم. نه قرآن داشتیم، نه امامحسین داشتیم، نه امامرضا داشتیم، نه جلسات معنوی را داشتیم، هیچچیزی نداشتیم. یک آقایی آمد محضر آیتالله بروجردی از یک طلبه شکایت کرد. ایشان گفت: من هم شکایت دارم. گفت: شما چرا؟ گفت: آخر لباس ما را دزدیده. حالا این افرادی که آمدند در این لباس و خیانت میکنند به اسلام و قرآن، اینها را پای اسلام ننویسید. در هر لباسی نفوذ کردند و هستند و هیچ اعتقادی به طلبگی ندارند.
8. درصورتیکه فهم و درک جایگاه اشرف مخلوقات را پیدا کنیم، به دنبال شهادت و شهادتطلبی میرویم؛ و در این مسئله تشخیص شهادتطلبی خیلی مهم است که انسان مسیر را اشتباه نرود، برای همین فرمود انسان باید به دنبال راهنما باشد، انسان اگر بدون راهنما باشد آخرش میشود مثل طلحه و زبیر؛ با اینکه خدمت به اسلام کرده بودند آخرالامر علی علیه السلام را خانهنشین کردند و اکثر آنهایی که در زمان حضرت امام دچار چنین لغزشهای عظمایی شدهاند، با اینکه خدمات زیادی مثل طلحه و زبیر داشتند، امّا آخر خائن به اسلام و قرآن درآمدند چون تهذیب نفس و شجاعت در شهادتطلبی نداشتند.
شهادتطلبی شجاعت میخواهد کسی که از وقت گذاشتن پای تلویزیون و عیش و نوش گذشته و به مسجد میآید، این یعنی شهادتطلب است؛ شهادت را جور دیگری نکنید اینها مقدمات است، هر خیری که شما انجام میدهید یکقدم به شهادت نزدیک میشوید. این است که فرمودند: اگر طالب حقیقت در مسیر معنوی راهنمای معنوی نداشته باشد، عین گوسفند بدون چوپان است و قطعاً صدمه میخورد.
پاسخ