راهکار عملی اصل چهارم
همانطور که پیداست، این اصل از روش به خود گرفتن آیات، مربوط به آیۀ خاصی از قرآن نیست و حالت کلی مخاطب کلام الهی را بیان میکند، که باید پیراستگی و طهارت ظاهری و باطنی داشته باشد تا بتواند با ملکوت قرآن، که تماماً نور است، مرتبط شود. لذا باید هر وقت که به محضر قرآن عزیز مشرف میشویم، طهارت داشته باشیم و با جسمی پاک، آیاتش را تلاوت نماییم و با جانی طاهر و نورانی، در مراد و منظورش تفکر نماییم و آن را خطاب به خود بگیریم. تا معنا و منظور آیه را خطاب به خودمان، متوجه شویم. بر این اساس هر آیهای که معنای روشنی برای ما نداشت و ما نتوانستیم آن را به خود بگیریم و منظورش را در درون خودمان بیابیم، با رعایت این اصل، آشکارتر و واضحتر میگردد؛ یعنی اگر با رعایت این اصل بهسراغ آیهای برویم، قطعاً معنای روشن و آشکاری برایمان خواهد داشت و تلألؤ و نورانیتش، جانمان را روشن خواهد ساخت.
1. طهارت ظاهری را هنگام تشرف به محضر کتابالله عزیز، رعایت کن. مانند وقتی که میخواهی به زیارت حرم مطهر امیرالمومنین علیهالسلام یا دیگر معصومین علیهمالسلام مشرف شوی. طهارت را از ظاهر شروع کن و بر رعایت آن مداومت داشته باش تا بالاخره این عمل ظاهری، به باطنت سرایت کند و آلودگیهای درونت را بزداید. البته برطبق دیدگاه معرفتی، این طهارت ظاهری، نمود و ظهور عملی توجه به پروردگار و طهارت جان است.
2. حتماً با وضو باش! لباس پاک بپوش! در مکانی طاهر و خالی از پلیدیها و نجاسات، مشرف شو! مسواک بزن و دهانت را تمیز کن! بنا بر اینکه طهارت ظاهر را مقدمهٔ طهارت باطن بدانیم یا عینیت و ظهور آن، وضو داشتن و طهارت ظاهری در هنگام تلاوت، لازم و ضروری است.
3. وقت خود را خالی کن و بهترین زمان را برای خلوت با حضرت قرآن اختصاص بده. طهارت در زمان داشته باش، گُلِ وقت خویش را انتخاب کن و بر رعایت این زمان، مواظبت کن. سحر، بینالطلوعین، بعداز نمازها، شبها پیش از خوابیدن یا… اشکالی ندارد که هروقت میل و رغبتی پیدا کردی، قرآن بخوانی، ولی سعی کن از وقت تشرّف خویش، تخطی نکنی!
4. با میل و رغبت، میهمان قرآن شو! طهارت باطن، مثل بازکردن دریچههای قلب برای ورود نور قرآن به قلب تو است. مبادا خودت را آنقدر خسته و کسل کنی،[1] که نتوانی شاداب و بانشاط به محضر او برسی…!
تبصره 1
* اگر حال نداشتی، از عوامل تقویتکننده حال استفاده کنید و بروید حال را ایجاد کنید. مثلاً ًبا اشعار معنوی، شنیدن یا خواندن مناجات، شنیدن کلام عرفاً، خواندن کتب اخلاقی؛ و یا حتی قرآن را باز کنید و بگویید: «خدا با من حرف بزن»!
* مجاهده حال و اشتیاق میخواهد؛ لذا اگر حال ندارید، فکری به حال خود کنید! نمیشود که بدون حال، مجاهده کرد. بعضی از افراد که همت بالا و حال و انگیزه بالایی ندارند، در وسط راه شل و سست میشوند. میگوییم یک وضو بگیر و با حوصله برو قرآن را باز کن! میگوید: حال ندارم قرآن را باز کنم؛ میگوییم: تو قرآن را باز کن، حالش را میدهند! قرآن را باز کن و بگو: خدایا؛ با من حرف بزن! خدا، اولین هادی است. اصلاً رَّب ما است. ببین جواب میدهد یا بدحالیات ادامه پیدا میکند. بعضی که عمل کردهاند، به نکات بسیار جالبی رسیدهاند. خیلی دریافتهایشان قشنگ است. یکی میگفت: تا با این نیت، قرآن را باز کردم، یکدفعه به وجد آدم و حال عجیبی به من دست داد! آن کسلی و بیحالی، بهکلی تمام شد. آدم واقعاً لذت میبَرَد!
اگر به قرآن میل نداری، به اقتضای حالت، سراغ دعاها برو!
5. پیش از تشرف به محضر حضرت محبوب، روح و جانت را از آلودگیهای گناه و غفلتها، پاک کن و با استغفار و طلب بخشش از خدای متعال، آماده ملاقات جانت، با جانِ قرآن عزیزتر از جان باش! پشیمان نشدن از خطاها و گناهان یا استغفار نکردن از آنها، حجابی تاریک است که مانع ارتباط روح و قلب تو با قرآن میشود.[2]
6. قلبت را از تعلقات تطهیر کن و بگو: همهچیزم، به فدای تو! همه داراییام، فدای محبوبم! خدایا؛ تو را دوست دارم و همه هستیام را برای دیدارت، فدا میکنم! با قلبی تطهیر شده و خالی از تعلقات، به زیارت کلامالله مشرف شو تا قلبت، برای دیدار او، آماده شود.
7. قرآن به اندازهی فهم انسان با او برخورد میکند. یعنی آنچه نیاز دارد را به او میدهند. همان مقدار که درک کرده است. به خاطر همین، خود قرآن میفرماید: اگر میخواهی بیشتر بفهمی، تدبّر و تفکّر در قرآن را بیشتر کن، خودش گلهمند است أَ فَلا یَتدبّرون!، أَ فَلا تَعْقِلُون! جایجای قرآن به ما تذکّر میدهد که روی من تفکّر و تعقّل و تأمّل کن، سعهی وجودیت را بالا ببر، چون تو تکویناً خلیفة اللهی، تو تکویناً مقام حیات طیبه را داری، تو تکویناً مقام محمود را داری و بالقوّه در وجود تو همه چیز هست، سعی کن این را ظهور بدهی، به هر مقدار که ظهورش بیشتر باشد، بیشتر به تو عنایت خواهد شد، امّا بدان در هر مرحلهای هستی، قرآن تو را محروم نخواهد کرد و همان مقدار به تو عنایت خواهد کرد. امّا اگر تلاشت را بالا بردی، ظهور من هم بیشتر خواهد شد.
لذا برای پردهگشایی از حجابها به خود قرآن باید التماس کنیم تا پردهها را کنار بزند، میگویند قرآن هفت بطن دارد و هر بطنش هفتاد بطن دارد. یا اینکه میگویند قرآن هفتاد بطن دارد؛ ماچه میدانیم؟! بطونش بالاست. اینهمه تفسیر نوشتهاند، هنوز نتوانستند حقش را ادا کنند! نمیتوانند ادعا کنند مطالب جدید و جدید و جدید در میآید، هرچه میفهمند، میبینند بازنمیفهمند و اظهار عجز میکنند.
8. انسان بعضی وقتها، نادانسته میافتد و گرفتار این خطا و لغزشها میشود، این طبیعت روزگار است. باید سریع توبه و بازگشت کند که مثل پاککن عمل میکند. نگذارید بماند! بعضی از دستورات مثل همین توبه بعد از گناه را سریع اجرا کنید و نگویید: من از محضر الهی خجالت کشیدم، من دیگر آدم نمیشوم! این حرف شیطان است. تو به او کاری نداشته باش! اگر بدترین گناه را کردی، سریع توبه کن و به سوی حضرت باریتعالی بازگرد که ادامه دستورات، ثابت قدمی است.
یکی دیگر از چیزهایی که باید سرایع انجام دهید و با تأخیر انداختن در آن خودتان را محروم نکنید، دائمالوضو بودن است. این دستور هم برای انسان یکقدم نورانیت میآورد. نماز اولوقت هم یکقدم نورانیت میآورد. بعضیها را میبینیم که به نماز اولوقت خیلی حساس هستند! انشاءالله که شامل فرمایش آقاسیدعلی قاضی بشویم که فرمود: شما فقط نماز اول وقت را داشته باشید، درهای آسمان به روی شما باز میشود! یکمقدار با دائمالوضو بودن باز میشود، یکمقدار با نماز اولوقت، همینطوری مدام باز میشود تا انسان را به مقصد برساند.
یکوقتی هست که انسان این درها را با دست خودش میبندد و خجالت میکشد و میگوید: برو بابا، تو این گناه را کردی، حالا میخواهی دائمالوضو هم باشی؟ قرآن هم بخوانی؟ اصلاً تو با این گناه میخواهی بهطرف قرآن بروی؟ وای وای! این، دقیقاً کار شیطان است. او میخواهد بهطرف خدا نروی، حالا که با یک گناه متوقف شدی و به زمین خوردی، دیگر نمیخواهد که بلند شوی و تمام تلاشش را میکند تا توبه نکنی و بلند نشوی! لذا تا شما گناه و خطا کردی، سریع توبه کن، استغفار کن و بهسوی قرآن برو! قرآن بخوان که همان، تو را هدایت میکند و از تو در برابر حملات شیطان حمایت میکند.
[1]. منظور صرفا خستگی جسمی نیست. بلکه خستگی قلب و روح است که در اثر گناه ایجاد میشود. در مراتب بعدی، خستگی جسمی اتفاقا موجب نشاط روحی میشود.
[2]. انجام واجبات و مستحبات نیز موجب ایجاد طهارت میشود. (طهارت ایجابی)
پاسخ