توضیح و تشریح اصل یازدهم

1. آن حقیقت نورانی و شخص بزرگواری که با تو سخن می‌گوید و تو را هدایت می‌کند و با حکمت‌هایش، زیر و بم بندگی خدا را به تو می‌آموزد و تو با تمام وجود به او عشق می‌ورزی و از بیانش، پر در می‌آوری و با سکوتش دق می‌کنی، همان امام توست. امام زمان، صورت انسانی آن حقیقتی است که قرآن، صورت کتبی اوست.

2. درست است که قرآن خطاب به پیامبر (ص) نازل شده، ولی غرضش من و شما بوده‌ایم؛ وگرنه حقیقت قرآن، خودِ رسول‌اللّه است و برای هدایت، نیازی به آن نداشتند. آنها حقیقت قرآن هستند. ایشان قرآن ناطق‌اند، حقیقت و مظهر قرآن هستند. علی علیه السلام همان‌جا که قرآن را به نیزه کردند، به خودش اشاره کرد و فرمود: قرآن ناطق و حقیقت آن، اینجاست.[1]

3.مفسّرینی که شناخت کافی از اهداف خلقت و اهل‌بیت نداشته‌اند، گفته‌اند: منظور از «مخلَصین» در این آیه، فقط حضرات معصومین (ع) هستند. اوّلاً: اگر چنین باشد، چرا خدا این حرف را به ما می‌گوید؟! چراکه اگر مطلبی برای ما اثر هدایتی نداشته باشد، خدا آن را به ما نمی‌رساند؛ ثانیاً: معصومین (ع) مافوق مخلَصین هستند و اصلاً این آیه، مربوط به مقامات آن بزرگواران نیست؛ اصلاً اهل‌بیت (ع) حقیقت کلّ قرآن هستند و در یک آیه خلاصه نمی‌شوند.

4. پس ما برای اینکه به مقامات ائمه‌هدی (ع) برسیم، باید خودمان را شبیه آنان کنیم. شبیه کردن هم این‌طور است که طبق فرموده‌ی پیامبر (ص) هر چقدر به قرآن عمل کنید، به همان مقدار، شکل قرآنی به‌خود می‌گیرید. پس هرچقدر از ائمه‌هدی (ع) اطاعت کنیم، شکل آنها را می‌گیریم و آن بزرگواران هم به همان شکل بر ما متمثّل خواهند شد و با ما خواهند بود.

5.قرآن یعنی اهداف خلقت، رسالت انبیا، قابلیت وجودی ما؛ قرآن یعنی اینکه ائمه در عالم ارضی برای هدایت ما تشریف آوردند. حقیقت قرآن ائمه (ع) هستند و این چهارده نور در این عالم نازل شدند.

6.خدای تبارک‌وتعالی، ما را خیلی دوست دارد. این را قرار داد «هُدىً لِلنَّاس»[2] برای هدایت ما که، چه بشود؟ هم هدایت بشود، هم «بینات من الهدی والفرقان»[3] بشود. این چه‌طور برای ما آشکار و تبیین می‌شود؟ به این صورت که متوجّه شدیم قرآن، منزلت و مقام معنوی بالقوّه‌ی من را دارد مطرح می‌کند و هرکدام از کمالات وجودی که در قرآن هست، رسیدنی است و همه‌اش خطاب به ماست. این‌ها را عرض کرده‌ام که هرچه خطاب به انبیا شده و قضایای انبیا مطرح شده است و هرچه از فرعون و نمرود اسم برده است، بدانید که قابلیت‌های وجودی ما را دارد مطرح می‌کند.

«فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها»[4] اگر از انبیا اسم می‌برد، از حضرت ابراهیم، اسماعیل، عیسی، موسی، نوح (ع) نام می‌برد، همه‌ی این‌ها قابلیت وجودی من و شماست، با من و شما حرف می‌زنند. خدا که قصه نمی‌گوید؛ معاذالله بگوید تا پُز بدهد که بندگان من بدانید که این بندگان را داشتم و فرستادم، این‌چنین بودند؛! نه، به‌یقین می‌خواهد بگوید این‌ها قابلیت‌های وجودی شماست، شما می‌توانید کلیم اللّه بشوید، شما می‌توانید حبیب‌اللّه بشوید، شما می‌توانید خلیل‌اللّه بشوید، این مقامات معنوی شماست؛ لذا خطاب‌ها همه به خود ماست، انبیا بهانه است.

مطابق با حدیث قُرب نوافل دست شما یداللّه می‌شود، چشم شما عین‌اللّه می‌شود.[5] از آن طرف قابلیت پَستی را هم داریم، انسان باید فرعون و نمرود درونش را بشناسد و با او بجنگد، از آن طرف هم، همان‌مقدار که عنایت‌های خدای تبارک‌وتعالی است، شیطان هم از این طرف مدام می‌خواهد دستبرد بزند و نعمت‌ها را از دست ما بگیرد، لذا حواسمان باشد که چرا «اٌنْزِلَ‌ فِيهِ‌ الْقُرْآن‌»؟ به خاطر اینکه «جُعِلَ‌ هُدىً‌ لِلنَّاسِ‌ وَ بَيِّناتٍ مِنَ الْهُدى‌ وَ الْفُرْقان»؛ برای اینکه «تمییز میان حق و باطل روشن شود.» حالا این‌ها حق را به قضایای سیاسی و اجتماعی معنا می‌کنند، امّا بُعد معنویش که اهمّ است، مطرح نشده! باطل این است که تابع نفسش باشد، حق کمترینش این است که تابع خدای تبارک‌وتعالی باشد و حدود الهی نادیده گرفته نشود، این حق است.

علی (ع) فرمود اگر می‌خواهید خدا را بشناسی، خودت را بشناس «مَنْ‌ عَرَفَ‌ نَفْسَهُ‌ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّه»[6]؛ خودمان را چگونه بشناسیم؟ با «اٌنْزِلَ فِيهِ‌ الْقُرْآن‌»؛ با قرآن می‌توانیم قابلیت‌های خودمان را بشناسیم. قرآن در واقع ظرفیت و حقیقت وجودی ما را بیان می‌فرماید و تبیین می‌کند و بعد باید همیشه طوری باشیم که نسبت به خدا اظهار کوچکی کنیم و نیزخودمان را به دست خدای تبارک‌وتعالی بسپاریم و همه چیز را از خدای تبارک‌وتعالی بخواهیم.

7.آقا حافظ قرآن است روزی یک جزء قرآن می‌خواند اگر بپرسی فلان مطلب فقهی یاتوحیدی در کجای آیه آمده نمی‌تواند جواب دهد، برای اینکه هیچ توجّه نکرده است! این نوع خواندن‌ها به درد نمی‌خورد باید چاره‌ای کرد. چاره را خدا می‌دانست که ما این‌طوری خواهیم خواند؛ لذا بعد از پیامبر گرامی اسلام که ختم رسولان بود ائمه هدی (ع) که ناطق قرآن‌اند را برای ما فرستاد تا این‌ها را بفهمیم، می‌دانست که ما به ظواهر اکتفا خواهیم کرد، برای همین ایشان را فرستاد. مساجد را الحمدالله شیک و تمیز درست می‌کنند، می‌روی داخل مسجد می‌بینی ده نفر سن پنجاه به بالا نماز می‌خوانند والسلام؛ اصلاً چرا مسجد را بازار تجارت کردید؟ این‌ها از کجا ناشی می‌شود؟ ظواهر قرآن نتیجه‌اش این خواهد شد. اگر بفهمیم حقیقت قرآن و اهل بیت علیهم السلام واحد است دیگر به این بلاها دچار نمی‌شویم.

8. توجه داشته باشد که یک ‌وقت انسان می‌خواهد برای فهم ظاهر آیه به معنا توجّه بکند اشکال ندارد، امّا فهم اصلی را صاحب اصلی می‌دهد. شما با صاحب اصلی همراز و همراه شدید، وقتی آن‌طور که ائمه علیهم السلام از محضر الهی یک همچنین تقاضایی دارند، وقتی شما هم همراه آ‌ن‌ها شدید آن موقع فهم اصلی را دریافت می‌کنید که ائمه علیهم السلام مشاهده می‌کنند و می‌خواهند. عقب‌مانده‌ایم باید تلاش کنیم تا مثل آنها بشویم.

آنها هرچه را می‌خواهند می‌بینند و آن را که می‌خوانند را هم می‌بینند و حقیقت خودشان را هم می‌بینند؛ امّا ما از حقیقت خودمان غافلیم و این دعا‌ها می‌خواهند به ما این توجّهات را بدهند. ما دعا نمی‌کنیم که ثواب ببریم، آن مال عوام مردم است، دائم می‌خوانند ثواب ببرند آن‌هم خوب است؛ ما دعا می‌خوانیم که از زحمات ائمه هد علیهم السلام تشکّر کنیم، دعا می‌خوانیم که حقیقت آن در ما ظهور پیدا کند، زحماتی که کشیدند این بود که این را بفهمیم، نه اینکه سرسری بخوانیم و از کنارش رد بشویم، حالا در دعای ابوحمزه ثمالی هم همین‌طور است، همان‌طور که قرآن هفت‌بطن دارد و هر بطن آن هفتاد بطن دارد، کلام معصومین هم همین‌طور است، چون یک حقیقت اند. قرآن بُعد ندارد و به ما هم اجازه داده‌اند که وقتی می‌خوانیم، آن حقیقت را دریابیم. یک ‌وقت درقلبت چیزی افتاد نگو نکند این نباشد، شک بیچارگی است، اگر مطابق با آیات و روایات است آن را رد نکن و استفاده کن.

9. مگر همۀ ما معتقد نیستیم هرچه بخواهیم قرآن دارد؟ یعنی علوم اجتماعی، خانوادگی، احکام، مسائل سیاسی و… ماغنی هستیم و قرآن و اهل‌بیت همه را حل می‌کند. برای همه در سنین مختلف، فهم‌های مختلف، پایه‌های علمی مختلف، همه را جواب می‌دهند و زیبا هم جواب می‌دهند. این است که فرمودند دست از قرآن و اهل‌بیت برندارید. چون این‌ها حی هستند، حقیقت حی هم با آنها همراه است، هم خدا با آنها همراه است، هم ائمه هدی، هم الآن امام زمان. شما امام زمان علیه السلام را از قرآن و ادعیه جدا نبینید.

10. مواظب نگاه‌های چهارده معصو علیه السلام در شب‌های قدر باشید: «وَ ما أَدْراكَ ما لَيْلَةُ الْقَدْر؛ تو چه می‌دانی که شب قدر چیست». چون امام صادق علیه السلام فرمودند: لیلةالقدر مادرم زهرا سلام الله علیها است.[7] اگر به حقیقت زهرا سلام الله علیها رسیدی، به همه خوبی‌ها رسیدی. به دیدار همه ائمه رسیدی، به حقیقت قرآن رسیدی. اگر 100 را طلب کردی، ۹۰، ۸۰، ۷۰ زیر مجموعه آنهاست. کمتر از زهرا سلام الله علیها نخواهید، که او حقیقت قرآن است.


[1] . بحارالانوار: ج82، ص199

[2] . سوره مبارکه بقره: آیه‌ی 185

[3] . همان

[4] . سوره مبارکه شمس: آیه‌ی 8

[5] . به‌درستی که به‌وسیله نافله (مستحبات) به من تقرب می‌جوید تا آنجا که من دوستش می‌دارم و چون دوستش دارم، آنگاه گوش او می‌شوم که با آن می‌شنود و چشمش می‌شوم که با آن می‌بیند و زبانش می‌گردم که با آن سخن می‌گوید و دستش می‌شوم که به آن می‌گیرد. اگر بخوانَدَم، اجابتش می‌کنم و اگر خواهشی از من کند، به او می‌دهم. «قال الله تعالی: مَا يَتَقَرَّبُ إِلَيَّ عَبْدٌ مِنْ عِبَادِي بِشَيْ‌ءٍ أَحَبَّ إِلَيَّ مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَيْهِ، وَإِنَّهُ لَيَتَقَرَّبُ إِلَيَّ بِالنَّافِلَةِ حَتَّى أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ كُنْتُ إِذاً سَمْعَهُ الَّذِي يَسْمَعُ بِهِ، وَبَصَرَهُ الَّذِي يُبْصِرُ بِهِ، وَلِسَانَهُ الَّذِي يَنْطِقُ بِهِ، وَيَدَهُ الَّتِي يَبْطِشُ بِهَا، إِنْ دَعَانِي أَجَبْتُهُ، وَ‌إِنْ سَأَلَنِي أَعْطَيْتُهُ». (الکافی: ج۲، ص۳۵۲)

[6] . مصباح الشریعه: ص13

[7] . امام صادق علیه السلام فرمودند: لیله فاطمه سلام الله علیها است و قدر، خدای تبارک است و هرکس فاطمه را درک کند حقیقت شب قدر را درک کرده است. «قال أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ علیه السلام: أَنَّهُ قَالَ «إِنا أَنْزَلْناهُ فِي لَيْلَةِ اَلْقَدْرِ» اَللَّيْلَةُ فَاطِمَةُ وَ اَلْقَدْرُ اَللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَكَ لَيْلَةَ اَلْقَدْرِ». (تفسير فرات: ج1، ص581)

مقالات مرتبط

توضیح و تشریح اصل سوم

وظیفۀ ذاتی قرآن عزیز، یا بهتر بگوییم کارکرد اصلی حضرت کتاب اللّه، هدایت کردن بندگان است. او آمده تا ما را از ظلمت ها بیرون آورد و به عالم نور راهنمایی کند تا به خدایی بازگردیم که از برای اوییم. لذا هرچه که قرآن می گوید، همه اش راهنمایی و نشان دادن راه ملکوت است…

توضیح و تشریح اصل دوم

1. در وقت تلاوت آیات نورانی قرآن، درست است که تو قاری گفت وگوی او با پیامبر (ص) هستی ولی مخاطب تمام این کلمات، خود تویی.
2. وقتی کسی با تو سخن می گوید، ولی تو منظورش را نمی فهمی، چه می کنی؟ آیا رهایش می کنی و به سادگی از کنار او و سخنانش رد می شوی؟!

راهکار عملی اصل دوازدهم

. باید قرآن خواندن‏هایمان، آیینه‎ای برای خود دیدن باشد؛ بیاییم تا خودمان را ببینیم؛ قرآن بخوانیم تا بفهمیم در کجا هستیم و در چه مرحله‎ای قرار گرفته‏ایم. بررسی کنیم و ببینیم که چقدر توانسته‏ایم به دستورات الهی عمل کنیم و کِی می‏خواهیم راه بیفتیم و به حقیقت اسماء الهی ورود پیدا کنیم.

توضیح و تشریح اصل دهم

1. کسی که محبوبی را دوست دارد، به همه چیز محبوبش عشق می ورزد؛ کلامش، نامه اش و نشانه هایش. قرآن، کلام خداست. قرآن، نامه خداست. قرآن، نشانه خداست. «و الذین ءامنوا أشد حبا لله»؛ اگر عاشق خدایی لاجرم محبتت نسبت به قرآن روزافزون است.
2. وقتی با قرآن رفاقت و عاشقی پیشه کنی، همیشه همراهش خواهی بود.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار