قرآن و طریقه تدبّر در آن

خود قرآن کریم بالاترین ذکرهاست: «أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ» این ذکر خدا – قرآن – را به سوی تو فرود آوردیم. اگرچه قرآن ذکر است، اما آنچه مهم است تدبّر در آن است. لذا ـ اگرچه ماه رمضان است ـ ولی نیازی نیست هر روز یک جزء قرآن بخوانیم. بلکه یک صفحه بخوانیم و هر روز در آن تدبّر کنیم تا مشمول «أَفَلا تَتَفَكَّرُون» و «أَفَلا یَتدبّرون» نباشیم. خود قرآن خیلی از قاریانش را -به خاطر همین‌ها- لعن می‌کند.

قَالَ رسول‌الله صلی الله علیه وآله وسلم : «رُبَّ تَالِ الْقرآن وَ الْقرآنُ یَلْعَنُه»[1] چه بسا تلاوت کننده قرآن، در حالی که قرآن او را لعنت می‌کند.

چگونه تدبر کنیم:

اما اینکه چگونه تدبّر کنیم، در تعالیم اهل‌بیت ذکر شده است و آنها خودشان راه تدبّر را نشان داده‌اند:

عَنْ أَبِي‌عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قَالَ: «الْقرآن عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ یَنْبَغِي لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَنْظُرَ فِی عَهْدِهِ وَ أَنْ یَقْرَأَ مِنْهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ خَمْسِينَ آیَةً»[2] (امام صادق علیه السلام ): قرآن عهدنامه خدا به خلقش است. پس برای مسلمان شایسته است که در عهدنامه خدا نگاه کند و اینکه در هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند.

هر کسی از بزرگ و کوچک که قرآن را می‌خواند، نامه متعلق به او است. قرآن نامه خدا برای بنده‌هاست. هر وقت آن را می‌خوانید، جزء به جزء و کلمه به کلمه آن را به خودتان بگیرید. قرآن دارد با شما حرف می‌زند. اصلاً قرآن نیامده تا برای ما قصه بگوید و یادآور شود که ابراهیم یا یوسف و یا موسی و … این‌طور شد. یا بگوید فرعون و نمرود این‌طور شدند. بلکه در حقیقت می‌خواهد قابلیت‌های وجودی ما را با نقش‌های حضرات انبیاء علیهم السلام نشان دهد و بگوید انسان چنین لیاقت و قابلیتی دارد. در مقابل، وجه اسفل را هم نشان می‌دهد و می‌گوید کسی تصور نکند که فرعون نیست، نمرود نیست؛ فرعون و نمرودی که بچه‌ها را زنده به گور می‌کرد، آدم‌ها را می‌کشت و ظلم و جنایت می‌کرد. قرآن می‌گوید شما هم وقتی که ـ معاذالله ـ این زبان را به دروغ و تهمت آلوده کنید، هر روز چند بار زنده به گورش می‌کنید. این چشم را که چند بار به نامحرم نگاه می‌اندازید، زنده به گور می‌کنید. پس شما فرعون نفس خودتان را دریابید که تمام اعضا و جوارح به فرمان او عمل می‌کنند. اگر این‌چنینی به قرآن نگاه کردید، خیلی چیزها عایدتان می‌شود.

همه ما می‌توانیم خلیل الله و عین الله شویم. این همه مقامات برای ماست. این‌طور نیست که خدای سبحان قصه و داستان برای ما بگوید. قرآن تجلی‌ای از تجلیات الهی است. شاید کسی با سؤال بگوید قرآن که می‌فرماید «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض»[3] یا «هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِن»[4] و چیزهای این‌چنینی که سنگین است، این‌ها که دیگر با ما حرف نمی‌زند؟ می‌گوییم: چرا، با شما حرف می‌زند. آیا خبر «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْض» برای شما پیام ندارد؟ می‌گوید نه. می‌گوییم: در اولین توجّه تشخیص می‌دهید، اما چشم و دلت باز نیست و «صُمٌّ بُکْمٌ عُمیٌ» است. شما تازه می‌فهمید که کور هستید و گوشتان هم نمی‌شود. شما چرا تسبیح این‌ها را نمی‌شنوید؟ خود قرآن می‌گوید چون شما نامحرم هستید، تسبیح این‌ها را نمی‌شنوید و نمی‌فهمید: «لا تَفْقَهُونَ تَسْبيحَهُمْ». نمی‌فهمید برای اینکه محرم نشده‌اید بفهمید:

«لَهُمْ قُلُوبٌ لا یَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا یُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا یَسْمَعُونَ بِها»[5] دل‌هایی دارند که با آن [حقایق را] دریافت نمی‌کنند، و چشمانی دارند که با آنها نمی‌بینند، و گوش‌هایی دارند که با آنها نمی‌شنوند.

شخصی می‌گفت من منتظر هم‌بحثم بودم و به ضریح نگاه می‌کردم تا او بیاید و مباحثه را شروع کنیم. یک مرتبه دیدم ستون جلویی من دارد تسبیح می‌گوید. فکر کردم خیالاتی شده‌ام. این طرف هم نگاه کردم دیدم دیوار هم دارد می‌گوید. فرش هم می‌گوید. حتی بندبند انگشت من هم دارند تسبیح می‌گویند. این همان «یُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ» است. می‌بینیم لحظه‌ای پرده کنار می‌رود و او حقیقت را می‌بیند و آنچه قرآن می‌گوید، ایشان با قلبش شهود می‌کند. پس این‌ها شدنی است. فقط باید یک مقدار تلاش کنیم و ذکر را به قلب ببریم. حضرت‌آیت‌اللّه سعادت پرور می‌فرمایند: «ای عزیزان من! قرآن کتابی است که به صورت مثال آمده. این الفاظ به حقایقی اشاره می‌فرماید. هر که را به قدر معرفت و شناسایی‌اش چیزی و معنایی مفهوم شود و برای هر کس در هر مقام و منصبی که باشد هادی و راهنماست».

روایاتی در چگونگی تدبّر:

ضروری است برای فهم کیفیت تدبّر مطلوب از نگاه معصومین (ع)، به این روایات نیز توجه کنیم:

1. فِي قَوْلِهِ تَعَالَى وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا رَوَى أَبُو بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي هَذَا قَالَ: هُوَ أَنْ تَتَمَكَّثَ فِيه.[6]

امام صادق علیه السلام هم در تفسیر «وَ رَتِّلِ القُرآنَ تَرتِیلاً»؛ مفهوم ترتیل و حقّ تلاوت را یکی، مکث و درنگ هنگام خواندن دانسته.

2. قال ابوعبدالله ع إِنَّ الْقُرْآنَ نَزَلَ بِالْحُزْنِ فَاقْرَءُوهُ بِالْحُزْنِ.[7]

حضرت صادق عليه السلام فرمود: قرآن براى اندوه (و تاثر در نفوس مردمان) نازل شده پس آن را با صوت حزين بخوانيد.

3. «كَانَ {ابوالحسن موسی ع} إِذَا قَرَأَ يَحْزَنُ وَ يَبْكِي وَ يُبْكِي السَّامِعِين.[8]

در احوال امام کاظم ع نقل شده است که هنگام تلاوت، محزون می‌شد و شنوندگان از تلاوت او گریان می‌شدند.

که اگر به شکل خلاصه بخواهیم نکات اصلی این روایات را بازگو کنیم، در واقع نشانه‌هایی از تدبّر صحیح در قرآن مانند توجه به حقیقت آیات، حزن پیدا کردن هنگام تلاوت که گاهی خود را در گریه قاری نشان می‌دهد و گاهی از این حد هم عبور کرده و مستمعین را آنقدر تحت تأثیر قرار می‌دهد که گریه می‌کنند.


[1] . مستدرک الوسائل: ج1، ص291

[2] . الکافی؛ جلد۲، صفحه۶۰۹ 

[3] . سوره مبارکه جمعه: آیه1

[4] . سوره مبارکه حدید: آیه3

[5] . سوره مبارکه اعراف: آیه179

[6] . بحارالانوار: ج89، ص191

[7] . الکافی: ج2، ص614

[8] . کشف الغمة: ج2، ص230

مقالات مرتبط

شواهد روایی اصل نهم

1. قال علی (ع): و لیکن سمیرک القران.
امام على (ع) فرمود: باید همنشین شب هایت قرآن باشد. کسی که شب هایش را با قرآن می گذراند و در ارتباطش با قرآن استمرار دارد، کمال همنشین در او اثر می کند و قرآن او را با خود هم سنخ می کند.

توضیح و تشریح اصل دوم

1. در وقت تلاوت آیات نورانی قرآن، درست است که تو قاری گفت وگوی او با پیامبر (ص) هستی ولی مخاطب تمام این کلمات، خود تویی.
2. وقتی کسی با تو سخن می گوید، ولی تو منظورش را نمی فهمی، چه می کنی؟ آیا رهایش می کنی و به سادگی از کنار او و سخنانش رد می شوی؟!

معرفی اصل اول: قرآن، شخص بزرگوار

قرآن کریم موجودی زنده است که به محضرش شرفیاب می‌شوی.

موجود زنده درک دارد، اثر دارد، احساسات دارد. قرآن هم حقیقتی زنده است که می‌بیند، می‌شنود، سخن می‌گوید، اثرگذار است و از مخاطبش ناراحت یا خوشحال می‌شود. پس، او را مرده، بدون درک و بی‌احساس نشمار! بزرگش بدار و از مصاحبت با او و هم‌کلام شدن با حضرتش لذت ببر…

بدان که قرآن نوشته نیست؛ شخصی زنده و نورانی است که توفیق درک حضورش را یافته‌ای…

قرآن یک حقیقت زنده است. در وقت تلاوت آیاتش، خودت را در محضر او ببین!!

راهکار عملی اصل دهم

2. جایی که نظرت را جلب می کند ولی چیزی متوجه نمی شوی، تأمل کن. بایست و دوباره آیه را تلاوت کن. زود رد نشو.
3. لازم نیست هر بار همه چیز را بفهمی. ولی نباید هرگز دست خالی از سر سفره قرآن بلند شوی. التماس پایانی برای دست خالی نماندن.

رفتن به نوار ابزار