شواهد روایی اصل دوم

1. القرآن عَهدُ اللهِ إلی خَلقِه.[1]

قرآن پیمان خداوند با خلقش می‌باشد.

2. نَزَلَ الْقُرْآنُ بِإِيَّاک أَعْنِی وَ اسْمَعِی یَا جَارَة.[2]

 امام صادق علیه السّلام فرمود: قرآن به روش این ضرب المثل عربی نازل شده است که: ایّاک عنّی و اسمعی یا جاره، یعنی به تو می‌گویم ولی ای همسایه تو گوش کن (و در فارسی به جای این مثل عربی گویند: به در می‌گویند که دیوار گوش کند.)

3. إِنَّ الْقُرْآنَ زَاجِرٌ وَ آمِرٌ یَأْمُرُ بِالْجَنَّةِ وَ یَزْجُرُ عَنِ النَّارِ.[3]

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: بدون شک قرآن، امر کننده و نهی کننده است. امر به بهشت می‌کند و نهی از آتش (جهنم) می‌کند.

قرآن کریم، امر و نهی دارد. صریح و رسا، به تو امر و نهی می‌کند؛ وقتی به کاری امر کرد یا از عملی نهی فرمود، یعنی تو را لایق خطاب خویش قرار داده و دارد رودررو با تو سخن می‌گوید. خود را مخاطب کلامش بدان و منظور از کلامش را در وجود خویش بیاب!

4. قال ابوجعفر (ع): إِنَّمَا یَعْرِفُ الْقُرْآنَ مَنْ خُوطِبَ بِه.[4]

امام باقر (علیه السلام) فرمودند: قرآن را تنها کسی می‌فهمد که به او خطاب شده است؛ (یعنی خود را مخاطب او بداند).

کسی که مخاطب یک حرف و سخن باشد، منظور گوینده را می‌فهمد؛ نه کسی که غایب بوده و بی‌خبر از حال و هوای مکالمه و گفتگو است. درست است که اهل‌بیت مخاطبان معصوم قرآنند و تمام منظور او را می‌دانند، ولی تو نیز اگر می‌خواهی مراد آیات را بفهمی و منظور کلامش را در جانت بیابی، باید خویش را مخاطب آن بدانی. تا وقتی کلامش را خطاب به خود ندانی، هیچ چیزی از مرادش را نمی‌فهمی. خود را مخاطب قرآن ببین، تا در این گفتگو، از لحن گوینده و حالات این مکالمه، معنایی از آیات در جانت روشن شود.[5]

5. قال علی (ع): ذَلِكَ الْقُرْآنُ فَاسْتَنْطِقُوه.[6]

امیرالمؤمنین علیه‌السلام می‌فرمایند: این قرآن را به نطق آورید.

قرآن کریم، موجودی است که می‌تواند سخن بگوید و تو باید او را به نطق درآوری؛ شنیده‌ای که می‌گویند: مستمع، صاحب‌سخن را بر سر ذوق آورد! آنقدر طالب شنیدن کلامش باش، آنقدر مشتاق فهمیدن منظورش باش و آنقدر هیجان‌زده از مرادش باش، که حرفش را قطع نکند و سخنش را ادامه دهد. البته معنای این نطق، سخن گفتن ظاهری نیست؛ از او بخواه که با تو از رازهای پنهانی، در درون وجودت، پرده بردارد.


[1]. الکافی: ج2، ص609

[2]. تفسیرالصافی: ج1، ص30

[3]. کافی: ج۲، ص۶۰۱

[4]. کافی: ج۸، ص۳۱۲

[5] . روایت مذکور انصراف به اهل بیت علیهم السلام ندارد بلکه مطلق است.

[6]. نهج البلاغه: خطبه158

 

مقالات مرتبط

شواهد روایی اصل نهم

1. قال علی (ع): و لیکن سمیرک القران.
امام على (ع) فرمود: باید همنشین شب هایت قرآن باشد. کسی که شب هایش را با قرآن می گذراند و در ارتباطش با قرآن استمرار دارد، کمال همنشین در او اثر می کند و قرآن او را با خود هم سنخ می کند.

معرفی اصل پنجم: حکمت

1. قرآن حکیم است و بدون دلیل حرف نمی زند؛ پس مرادش را باید پیدا کرد و منظورش را فهمید.
2. فکر نکن آیاتی که می خوانی ارتباطی به تو ندارد. مگر می شود کلام خداوند حکیم بی ارتباط با تو باشد. درحالی که در تک تک آیات با تو دارد سخن می گوید و تو مخاطب خدا هستی.

روایات راهگشای اصل دوم

امام صادق علیه السلام: همانا قرآن با شتاب و سرعت نباید خوانده شود، بلکه هموار و شمرده تلاوت گردد و هر گاه به آیه ای برخورد کردی که در آن یاد بهشت شده است، نزد آن توقف کن و از خداوند طلب بهشت نما و… پاسخ آیات انذار و تبشیرش را با استعاذه و دعاء بده.

شواهد روایی اصل پنجم

مَا دَلَّكَ الْقُرْآنُ عَلَیْهِ مِنْ صِفَتِهِ فَاتَّبِعْهُ لِیُوصِلَ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ مَعْرِفَتِهِ وَ ائْتَمَّ بِهِ وَ اسْتَضِئْ بِنُورِ هِدَایَتِهِ فَإِنَّهَا نِعْمَةٌ وَ حِكْمَة.
وقتی قرآن چیزی را برایت توضیح می دهد، از آن تبعیت کن و حرفش را گوش بده. چون او در تمام سخنانش منظور و مرادی دارد. یقین کن، اعتماد کن و به آنچه قرآن حکیم به تو می گوید عمل نما.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار