آیات نمونه برای اصل دوم
1. وَ لا تَرْكَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا.[1]
و به کسانی که [به آیات خدا، پیامبر و مردم مؤمن] ستم کرده اند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید.
قرآن با تو صحبت میکند و تو را نهی میکند از اینکه به ظالمان اعتماد کنی و به آنها میل داشته باشی. کلامش را شنیدی؟ تو مخاطب او هستی پس همین حالا باید به نهی او پاسخ دهی؛ درون خودت را جستجو کن؛ آیا به ظالمان اعتماد داری؟ به آنها تمایل داری؟ همین حالا از اعتماد و میل به آنها دست بکش و وجود خودت را پاکیزه کن!
2. اَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَری.[2]
مگر ندانسته که قطعاً خدا [همه کارهایش را] میبیند؟
حضرت قرآن تو را مخاطب قرار داده است. اگر تو نیز خودت را مخاطب او بدانی، میبینی که به تو میگوید: این انسان، آیا نمیداند که خدا میبیند؟ این حرف، خطاب به توست. آیا فکر کرده ای خدا از اعمالت غافل است؟ آیا پنداشتی که خلوت تو را نمیبیند؟ هرگز اینطور نیست. او همه چیز را در همه حال، مشاهده میکند. تو شاید بتوانی دور از نگاه پدر یا مادر، همسر، رفیق و … مرتکب خطایی شوی، اما در مقابل او نمیتوانی پنهان شوی. کارهای خوبت را هم میبیند؛ آن نگه داشتن چشم از حرام، آن نماز صبح اول وقت، آن تحمل سختی روزه گرفتن و … او همه را میبیند.
3. یا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی الله.[3]
ای مردم! شمایید نیازمندان به خدا.
قرآن، رو در روی تو میگوید: شما همه فقیر درگاه خدایید. حرفش را بشنو و بپذیر! اعتراف کن که من فقیرم. این حقیقت را اذعان کن و حالتی چون گدا، بهخود بگیر و در محضر الهی، مثل داراها و سیرها نباش؛ وقتی قرآن، این را به تو میگوید، باید متوجه فقر خویش شوی و نیازت به او را ببینی!
4. اِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیّ یَا أَییّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا.[4]
هامانا خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود و رحمت میفرستند. ای اهل ایمان! بر او درود فرستید و آن گونه که شایسته است، تسلیم او باشید. قرآن به تو امر میکند که مانند خدا و ملائکه بر پیامبر اکرم ص صلوات بفرستی.
امرش را اطاعت کن و صلوات بفرست! این اطاعت، نه از روی عادت بعد از نماز است؛ بلکه به خاطر این است که قرآن با تو صحبت میکند و تو مخاطب او هستی. این ادب را در هرجای آیاتش، رعایت کن! [5]
نکته: برای پیاده سازی اصل تخاطب به دو موضوع توجه کن:
- وقتی با قرآن ارتباط گرفتی نسبت به گذشته محاسبه و نسبت به آینده مراقبه داشته باش.
- منظورش را نقداً بفهم.
نکته: برای به خود گرفتن آیات اینگونه نیست که قرآن را بازکنیم و از اول تا آخر آن را به خود بگیریم بلکه باید گفت که تمام قرآن را بخوان و آنجایی که توجهت را جلب کرد یا آنجایی که فهمیدی را تدبّر کن. این مطلب جزء کلیاتی است که باید در تدبّر به آن اشاره گردد وقتی میگوییم تدبّر انفسی یعنی ببین که کدام یک از آیات در جان تو تو را تکان داد کدام آیه برای تو جذابیت داشت کدام یک برای تو جلوه داشت وکدام یک نظر تو را جلب کرد. نکته اش این است که قرآن شخص است و حی است و آن آیات دیگر را هم بعداً برای تو میگوید.
ممکن است اشکال شود که این آیات را هم خطاب به من میگوید پس چرا من نمیفهمم. برای فهم پاسخ آن، به این مثال توجه کنید: گاهی استاد در کلاس درس به شاگرد خود میگوید که این مطلب را میگویم که به گوشت برسد و بعداً آن را میفهمی و قرار نیست که تمام درس استاد را شاگرد همان دم بفهمد و استاد به شاگرد میگوید این مطالب را هم برایت میگویم. اصلاً گاهی آیاتی که میخوانی مقدمه است برای تلنگری که در آیة مورد نظر هست.
[1] سوره مبارکه هود: آیه 113
[2] . سوره مبارکه علق: آیه 14
[3]. سوره مبارکه فاطر: آیه ۱۵
[4] سوره مبارکه احزاب: آیه ۵۶
[5]. اینکه قرآن کریم به ما امر و نهی کند و ما هم به دنبال اجرای آن باشیم یک نگاه بدوی و همان اتیان امر است که دنبال ثواب هستیم و خود را هنوز مخاطب قرآن ندانسته ایم چرا که اگر قرآن کریم به کسی با این نگاه میگوید لاتقربُوا الصَّلاه و انتُم سکاری این شخص هم میگوید من اصلاً در عمرم شراب ننوشیده ام پس این آیه با من کاری ندارد این شخص خود را مخاطب قرآن نداسته است درحالی که اگر خود را مخاطب همین آیۀ شریفه بداند با خود حداقل مراتب برداشتی که دارد این است که با حالت خواب آلودگی به نماز نزدیک نشود.
پاسخ