شواهد روایی اصل سوم
1. عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ عَلَیْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ظَهْرُ اَلْقُرْآنِ اَلَّذِینَ نَزَلَ فِیهِمْ وَ بَطْنُهُ اَلَّذِینَ عَمِلُوا بِمِثْلِ أَعْمَالِهِمْ.[1]
امام باقرع میفرماید ظاهر قرآن کسانی هستند که قرآن در خصوص آنها نازل شده است و باطن قرآن همان کسانی هستند که مانند کسانی که ظاهر قرآن برای آنها نازل شده است عمل نمودند.
2. قال علیٌ (ع): اتَّبِعُوا النُّورَ الَّذِی لَایُطْفَأُ وَ الْوَجْهَ الَّذِی لَا یَبْلَى وَ اسْتَسْلِمُوا وَ سَلِّمُوا لِأَمْرِهِ فَإِنَّکُمْ لَنْ تَضِلُّوا مَعَ التَّسْلِیمِ.[2]
از نوری که خاموشی ندارد و صورتی که پیری ندارد، پیروی کنید. فرمان او را اطاعت کنید و بپذیرید، که با قبول فرمان او هرگز گمراه نمیشوید.
قرآن، نوری خاموش نشدنی و همیشگی، برای هدایت است و هربار هدایتی تازه برای مخاطب خویش میآورد که هیچگاه از آن، بینیاز نمیگردد. پس در برابر قرآن و اوامر و دستورات نورانیاش، تابع و تسلیم باش تا هدایت شوی و به منزل مقصود و سرچشمۀ قرآن، نائل گردی.
3. قال علیٌ علیهالسلام: وَ اعْلَمُوا أَنَّ هَذَا الْقُرْآنَ هُوَ النَّاصِحُ الَّذِي لَا یَغُشُّ وَ الْهَادِی الَّذِی لَا یُضِلُّ وَ الْمُحَدِّثُ الَّذِی لَا یَکْذِبُ وَ مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عَنْهُ بِزِیَادَةٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیَادَةٍ فِی هُدًى أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًى.[3]
امیر المومنین علیه السلام : بدانید که این قرآن، مشاوری است که خیانت نمیکند و راهنمایی است که گمراه نمیسازد و گویندهای است که دروغ نمیگوید. هیچکس با این قرآن ننشست، مگر اینکه با افزایش یا کاهشی از نزد او برخاست؛ افزایشی در هدایت یا کاهش در کوری و گمراهی.
هادی، گاهی فقط امر و نهی میکند و کاری ندارد که تو چه میکنی؛ مثل تابلوهای راهنما. ولی گاهی هدایتکننده، دلسوز و خیرخواه توست؛ اگر حرفش را زد ولی تو نفهمیدی یا توجه نکردی یا به هر دلیل دیگر، به آن گوش ندادی و ترکش نمودی، برایت دلسوزی میکند و بارها و بارها از راههای مختلف بهسراغت، میآید تا بالاخره متوجه اشتباهت بشوی. حضرت قرآن، نه اهل فریب و نیرنگ است، نه دروغ و اشتباه میگوید؛ اگر به هدایتش اهتمام کنی، حتماً بر هدایتت میافزاید و از گمراهیت میکاهد.
4. قال علیٌ ع: مَنِ اتَّخَذَ قَوْلَ اللَّهِ دَلِيلًا هُدِیَ إِلَی الَّتِی هِیَ أَقْوَمُ.[4]
امیر المومنین علیه السلام : هرکه سخن خداوند را راهنما قرار دهد، خداوند او را به آنچه درستتر است رهنمون شود.
هدایتگری در تمام آیات قرآن جاری است؛ یعنی هرآنچه در زندگی موجب نزدیکی به خدا میشود را بیان میفرماید و هرچه موجب دوری از ساحت قدس ربوبی است را نیز تحذیر فرموده است. اگر قرآن را راهنما و دلیل خود قرار دهی و امر و نهیاش را بپذیری، قطعاً به مقصد نهایی هدایت خواهی شد.
5. قالَ امیرالمؤمنین (ع) فی صِفَةِ القُرآنِ: هُوَ رَبیعُ القُلوبِ و یَنابیعُ العِلمِ و هُوَ الصِّراطُ المُستَقیمُ، هُوَ هُدًی لِمَنِ ائتَمَّ بِهِ.[5]
امام علی علیهالسلام در توصیف قرآن فرمود: بهار دلها، چشمههای دانش و راه مستقیم است. او، هدایت است برای کسی که آن را پیشوای خود قرار دهد.
کسی که طبق امر و نهی قرآن عمل کند، او را پیشوای خود قرار داده است؛ یعنی هدایتگری قرآن، با پیروی و اقتدای به او، نتیجه میدهد و این نتیجه و اثر، همان قدم گذاشتن در صراط مستقیم و رسیدن به چشمههای دانش و زنده شدن دل در بهار قرآن است.
ذکر دونکته:
1. یک وقت قرآن میگوید غیبت نکن و شخص هم میگوید من هم غیبت نمیکنم اما یک وقتی حالتی درونی مثل تنفر درشخص ایجاد میگردد. که این حال نقدی هم اولین مرحله است. (عزم درونی براینکه من سمتش نمیروم چون خدای متعال دوستش ندارد)
2. ناگفته نماند تدبّر انفسی به گونه ای است که بن بست ندارد و مقصود در دسترس است؛ مثلاً وقتی که اخم قرآن نسبت به غیبت را میبینی بین دو راهی هستی که لبخند قرآن را انتخاب کنی یا زیر چتر خشم او بمانی.
[1]. تفسیر عیاشی: ج1، ص11
[2]. غررالحکم: ج۱، ص۱۴۰
[3]. نهجالبلاغه: خطبه 176
[4]. غرر الحکم: ج۱، ص۶۳۹
[5]. غررالحکم: ج1، ص۷۳۸
پاسخ