توضیح و تشریح اصل پنجم
1. وقتی شخصی حکیم با تو سخن میگوید در انتخاب تک تک کلماتش دقت میکند و در به کارگیری هر لفظ، کلام، مثال، داستان و … منظوری دارد. یعنی بیهوده و به گزاف چیزی نمیگوید. واو به واو حرفهایش از چشمه حکمت میجوشد. حالا هرگاه منظورش را نفهمیدی، باید تدبّر و تأمل کنی تا مراد او را از این کلام دریابی.
نکته: مولا تو را میشناسد و از تمام نیازها و استعدادها و لوازم رشد توآگاه است. حکمتش بر اساس نیاز حقیقی وجود تو است.
2. هنگامی که با فردی حکیم روبرو میشوی، سخنانش از روی علم و اتقان کامل است. که با دلسوزی تمام و اوج لطافت، نهاییترین و محکمترین سخن را میگوید. در سخنش هیچ شکی نیست و به بهترین شکل واقع را نشان میدهد و اگر به تک تک کلماتش توجه کنی و منظورش را بیابی، خواهی دید که مشکل تو را حل میکند و هر حرفش برای تو پیام مستقلی دارد.
نکته: پرورش و ربوبیت بر اساس حکمت الهی، تو را حتماً جلو میبرد و به او نزدیکتر میسازد. اگر توجه قلبی کنی گاهی اوقات حقیقت قرآن و یا مجموعهای از آیاتش، بدون وساطت الفاظش در تو اثر میکند و تحت تصرف حضرتش قرار میگیری. مثل حرم رفتن که گاهی آثار و حالات خوشی در پی دارد ولی چیز قابل گفتنی نداری!.
3. گاهی اوقات حرف بزرگی که را که میشنوی، نمیدانی چه میگوید اما هنگامی که به آن عمل کنی، حکمتش تازه برایت روشن میشود. راه بهرهگیری از حکمت قرآن حکیم، التزام عملی و بهکارگیری حکمتهای اوست.
در روایت هست که اطلب العلم باستعماله (با عمل علم را طلب کنید).
4. علامه طباطبایی ره: حکمت همان قضایای حق مطابق با واقع است که نشاندهندۀ راه سعادت انسان است مانند: معارف حقهٔ الهیه در خصوص مبدأ و معاد، معارفی که حقایقی از عالَم طبیعت را بیان میکند و مرتبط با سعادت انسان است (مانند حقایق فطری که اساس تشریع دین است)[1].
پس مراد از حکیم بودن قرآن این است که حضرت قرآن، واقعیاتی که برای سعادت نیاز داری را به تو نشان میدهد پس باید توجه کنی و دلیل سخنش را بیابی.
5. آنچه در قرآن بیان میشود را نباید به ظاهرش اکتفاء نمود، بلکه باید دید چه حکمتی پشت کلام الهی پنهان شده است. مثلا تصور اینكه حوری، یك زن زیبایی است که برای تمتعات جنسی ما آفریده شده است، یک تصور عامیانه است و اگر هم قرآن مطالبی فرموده که چنین برداشتهایی میشود، بهخاطرآن است که خواسته با لسان و در حد فهم عرف سخن بگوید تا همه ما درك كنیم که تجلّیات الهی، لذّت دارد! وگرنه حوری، مجموعه زیباییهای عوالم ربوبی است. خیلی زیباست و اگر برای اهل زمین شكل و شمایل پیدا کند، مردم از دیدنش صد سال بیهوش میشوند. یعنی اگر کسی آمادگیاش را نداشته باشد و یک تجلّی برایش بشود، صدسال بیهوش میشود.
[1]. المیزان: ج2، ص395
پاسخ