آیات نمونه برای اصل اول

حال این آیه را به خود بگیر. چه می‌فهمی؟

لازم نیست به این دقت کنی که تک تک الفاظ چه معنایی دارد. بلکه به این توجه کن که در محضر قرآن قرار داری و او با تو صحبت می‌کند. این حضور چه معنایی دارد؟ این گفتگو چه مفهومی به تو می‌رساند؟ اگر قرآن یک موجود زنده است که هنگام تلاوت آیاتش، با تو که در محضرش نشستی حرف می‌زند، چطور می‌توانی این اصل را در تلاوت آیاتش پیاده کنی؟

 1.بسم الله الرحمن الرحیم.[1]

به نام خدا كه رحمتش بى‌اندازه است‌و مهربانى‌اش هميشگى‌

تدبّر:

خودم را باید جمع و جور کنم. در محضر قرآن هستم.

2. إِنَّا وَجَدْناهُ صابِراً نِعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أَوَّاب‌.[2]

به راستى ما ايّوب را بر آن دردها و رنج‌هايى كه بر او وارد ساختيم، شكيبا يافتيم؛ او خوب بنده‌اى بود؛ چرا كه همواره به ما رجوع مى‌كرد.

تدبّر:

من در مواجهه با این آیه شریفه متوجه حضور حقیقت قرآن شدم و خودم را در برابر نگاه نافذ و کلمات قشنگش یافتم. نگاه پر مهر او در بین حرف‌هایش توجه مرا به خودش جلب کرد…

3. وَ لَمَّا فَتَحُوا مَتاعَهُمْ وَجَدُوا بِضاعَتَهُمْ رُدَّتْ إِلَيْهِمْ قالُوا يا أَبانا ما نَبْغي‌ هذِهِ بِضاعَتُنا رُدَّتْ إِلَيْنا وَ نَميرُ أَهْلَنا وَ نَحْفَظُ أَخانا وَ نَزْدادُ كَيْلَ بَعيرٍ ذلِكَ كَيْلٌ يَسير.[3]

و هنگامى كه متاع خود را گشودند ديدند سرمايه آنها بازگردانده شده گفتند: پدر! ما ديگر چه مى‌خواهيم اين سرمايه ما است كه به ما پس گردانده شده (پس چه بهتر كه برادر را با ما بفرستى) و ما براى خانواده خويش مواد غذايى مى‌آوريم و برادرمان را حفظ خواهيم كرد و پيمانه بزرگترى غير از اين پيمانه كوچك دريافت خواهيم داشت.

تدبّر:‌

چقدر خدا به من محبت دارد. قرآن با چه محبتی با من سخن می‌گوید. در تک تک کلماتش این جذبه و مهر موج می‌زند. با آنکه من بنده خوبی نبودم و با قرآن رفاقتی نداشتم ولی او بدون هیچ دلخوری به من رو کرده و با من سخن می‌گوید. از خجالت و محبت آب شدم. خدایا، می‌شود من کاری را انجام دهم و شما آن را  به من برنگردانی؟ چرا این‌قدر خوبی ….؟!

می‌شود اگر من در راهت وظیفه‌ای انجام می‌دهم قبول کنی و آنرا جبران نکنی، از من هم مثل مادر وهب قبول کنی و من هم بگویم آنچه را که در راه خدا می‌دهم دیگر پس نمی‌گیرم. می‌شود قبول کنی؟ نمی‌دانم چرا در این آیه کار همسر و مادر وهب بیادم آمد، که در تمام کارها سعی کنم فقط به امر مولا و برای مولا را مد نظر داشته باشم. وجودم مالامال از عشق الهیست. اشک امانم نمی‌دهد، آیات بعد را می‌خوانم ولی هنوز مست این نگاه و توجه قرآن مانده‌ام.


[1]. سوره مبارکه حمد: آیه ۱

[2]. سوره مبارکه ص: آیه 44

[3]. سوره مبارکه یوسف: آیه 65

مقالات مرتبط

معرفی اصل اول: قرآن، شخص بزرگوار

قرآن کریم موجودی زنده است که به محضرش شرفیاب می‌شوی.

موجود زنده درک دارد، اثر دارد، احساسات دارد. قرآن هم حقیقتی زنده است که می‌بیند، می‌شنود، سخن می‌گوید، اثرگذار است و از مخاطبش ناراحت یا خوشحال می‌شود. پس، او را مرده، بدون درک و بی‌احساس نشمار! بزرگش بدار و از مصاحبت با او و هم‌کلام شدن با حضرتش لذت ببر…

بدان که قرآن نوشته نیست؛ شخصی زنده و نورانی است که توفیق درک حضورش را یافته‌ای…

قرآن یک حقیقت زنده است. در وقت تلاوت آیاتش، خودت را در محضر او ببین!!

نکات بهره‌گیری از تدبر انفسی

نکته اول:

این اصول با یکدیگر ارتباط دارند و کسی خواهد توانست بیش‌ترین بهره را از آن‌ها ببرد که به طور هم‌زمان این اصول را به‌کار گیرد.

با این حال، استفاده جداگانه از هر اصل هم نتیجه خاص خود را خواهد داشت. پس تلاش کن از تک تک این اصول به بهترین شکل استفاده عملی کنی.

نکته دوم:

آیات نمونه برای اصل دوم

1. وَ لا تَرْكَنُوا إِلَی الَّذینَ ظَلَمُوا.
و به کسانی که ستم می کنند، تمایل و اطمینان نداشته باشید و تکیه مکنید.
قرآن با تو صحبت می کند و تو را نهی می کند از اینکه به ظالمان اعتماد کنی و به آن ها میل داشته باشی. کلامش را شنیدی؟ تو مخاطب او هستی پس همین حالا باید به نهی او پاسخ دهی…

تدبر انفسی چیست؟

تدبر انفسی یعنی به خود گرفتن آیات و یافتن معنای آیه، در جان خود.

تدبر انفسی و به خود گرفتن آیات، تفسیر نیست؛ تطبیق است. تطبیق آیات با وجود خویش! تفسیر به‌رأی نیست؛ جستجوی آیات، در جان خویش است! برای اینکه بتوانی با قرآن ارتباط پیدا کنی و آیاتش را کاربردی بفهمی و منظورش را در جان خودت بیابی، چند اصل را خوب یاد بگیر و راهکارهایش را به خوبی پیاده کن!

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار