توضیح و تشریح اصل اول

  1. وقتی به محضر شخصی می‌رسی، حالت تغییر می‌کند؛ اگر فرد بزرگی باشد، کمی حیا می‌کنی و مؤذب می‌شوی. اگر عالم باشد، کمتر سخن می‌گویی و در میان حرفش نمی‌پری. اگر پاک و مقدس باشد، سعی می‌کنی آلوده نباشی و زشتی به‌بار نیاوری. اگر دلسوز باشد، سخنش را با گوش جان می‌شنوی. اگر نزدیک بیاید، صمیمی می‌شوی و در مقابلش آرام می‌گیری. اگر بیاید، سلام می‌کنی و اگر برود، با او وداع می‌کنی… قرآن، یک حقیقت زنده است که هزار ویژگی، بالاتر از این‌ها دارد. خودت ببین در محضرش باید چگونه باشی.
  1. تلاوت قرآن، یعنی در محضر او قرار گرفتن. قرآن، روزنامه یا تلویزیون نیست که یک‌طرفه ناقل پیام خدا باشد؛ خود پیام است که زنده و حضوری با تو سخن می‌گوید. شاید گمان کنی که قرآن، یک پیک یا نماینده‌ای است که آمده و از طرف خدای عزیز، پیامی آورده است. ولی قرآن کریم، خیلی بالاتر است؛ چون به خدا متصل است و از او جدا نیست.
  2. قرآن یک حقیقت ملکوتی، نورانی و زنده است که وقتی مصحف شریف را می‌گشایی تا آیات الهی را تلاوت کنی، رو به‌سوی ملکوت عالم کرده‌ای و به محضرش راه یافته‌ای… این اصل اول است که به محضر حضرت قرآن، رسیده‌ای و با وجود نورانی او ملاقات نموده‌ای. هیچ چیز هم که نفهمی، این هم‌نشینی اثر دارد.[1] لذا تَرکش نکن!
  3. مگر می‌شود آب زمزم این همه سال فوران داشته باشد، امّا ـ معاذ الله ـ چشمه جوشان معارف قرآن و اهل بیت خشک شود. چرا ما خودمان را از این حقیقت محروم کنیم؟ چرا ورود پیدا نمی‌کنیم؟ مناجات حضرت امیر علیه السلام هزار برابر بالاتر از چشمه حضرت اسماعیل است. چرا خودمان را به اشک زهرا سلام الله علیها ورود نمی‌دهیم؟ یقیناً این‌ها حیّ هستند. قرآن می‌فرماید پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام هم همین‌طور هستند. تمام حرکات شما حی است. فرمود: «وَ ما یَنْطِقُ عَنِ الْهَوى* إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ یُوحی؛ و از سر هوس سخن نمی‌گوید، این سخن به جز وحی نیست». نگاه، حرف و حرکتش وحی است. وحی هم همیشه زنده و حی است و همیشه فوران دارد.
  4. انسان وقتی دل می‌هد، آیات الهی او را زنده می‌کند. واقعاً قرآن، مرده را حیات می‌دهد؛ مخصوصاً اگر با صورت و لحن قشنگ باشد. توجه به معانی و بواطن قرآنی، انسان را جلا می‌هد. گوش دادن به قرآن، البته با غیر گوش ظاهری یعنی با گوش دل، یقیناً نورانیت قرآن را به انسان منتقل می‌کند.
  5. آیات قرآن، به ما یاد آوری می‌کنند که ما برای تزکیه نفس، به اینجا آمده‌ایم. وظیفه پیامبر هم همین است که ما را سیر بدهد و تزکیه بفرماید: «یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتبَ وَ الحِکمَة» پس دانستن، بعداز تزکیه اهمیت بالایی دارد و خیلی مهم است. هم دانستن معنوی و شهود حقایق الهی، هم دانستن ظاهری.

[1]. اینکه قرآن زنده است و من در مخاطبه با او قرار می‌گیرم به من چه و چه اثری برای من دارد؟ باید گفت که قرآن حی است و مظهر اسم حی است و حیات می‌بخشد یعنی ما در ارتباط با قرآن متاثر می‌شویم و حیات می‌گیریم که در روایت هم داریم که «مَنْ قَرَاَ الْقُرآنَ وَ هُوَ شابٌّ مُؤمِنٌ اِخْتَلَطَ الْقُرآنُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ وَ جَعَلَهُاللّه ُ عَزَّوَجَلَّ مَعَ الْسَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ ، وَ كانَ الْقُرآنُ حَجيزا عَنْهُ يَوْمَ الْقيامَةِ»

هر جوان مؤمنى كه در جوانى قرآن تلاوت كند، قرآن با گوشت و خونش مى آميزد و خداوند عزّوجلّ او را با فرشتگان بزرگوار و نيک قرار مى دهد و قرآن نگهبان او در روزقيامت، خواهد بود. (الکافی: ج۲، ص۶۰۳، ح۴) و همچنین در روایت داریم که همانا قرآن زنده است و نمی میرد «إنَّ القُرآنَ حَیٌّ لایموتُ». (تفسیرعیاشی: ج2، ص203)

مقالات مرتبط

معرفی اصل اول: قرآن، شخص بزرگوار

قرآن کریم موجودی زنده است که به محضرش شرفیاب می‌شوی.

موجود زنده درک دارد، اثر دارد، احساسات دارد. قرآن هم حقیقتی زنده است که می‌بیند، می‌شنود، سخن می‌گوید، اثرگذار است و از مخاطبش ناراحت یا خوشحال می‌شود. پس، او را مرده، بدون درک و بی‌احساس نشمار! بزرگش بدار و از مصاحبت با او و هم‌کلام شدن با حضرتش لذت ببر…

بدان که قرآن نوشته نیست؛ شخصی زنده و نورانی است که توفیق درک حضورش را یافته‌ای…

قرآن یک حقیقت زنده است. در وقت تلاوت آیاتش، خودت را در محضر او ببین!!

معرفی اصل هشتم: حیات

1. قرآن حقیقتی زنده است. از مبدأ حی لا یموت برای حیات بخشیدن به ما با محتوایی سراسر حیات.
2. قرآن زنده است و همین حالا دارد نازل می شود. ریسمانی است از سوی خدای حی، برای رساندن ما به مبدأ حیات که الان آویخته است؛ سخن از گذشته نیست

کلام بزرگان در اصل دوم

حضرت آیت اللّه بهجت ره:
جای تعجب است که به شخصیت ها و سخنان آن ها اهمیت داده می شود و سخنرانی هایشان ضبط می شود، اما قرآن که در دست ما است، این طور نزد ما ارزش ندارد! همه می دانیم که دربارۀ قرآن، مقصّریم.

توضیح و تشریح اصل دهم

1. کسی که محبوبی را دوست دارد، به همه چیز محبوبش عشق می ورزد؛ کلامش، نامه اش و نشانه هایش. قرآن، کلام خداست. قرآن، نامه خداست. قرآن، نشانه خداست. «و الذین ءامنوا أشد حبا لله»؛ اگر عاشق خدایی لاجرم محبتت نسبت به قرآن روزافزون است.
2. وقتی با قرآن رفاقت و عاشقی پیشه کنی، همیشه همراهش خواهی بود.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار