آیات نمونه در اصل هشتم
1. وَ راوَدَتْهُ الَّتي هُوَ في بَيْتِها عَنْ نَفْسِهِ وَ غَلَّقَتِ الْأَبْوابَ وَ قالَتْ هَيْتَ لَكَ قالَ مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوايَ إِنَّهُ لا يُفْلِحُ الظَّالِمُون[1]
و آن زنى كه يوسف در خانه او بود از يوسف خواست كه خود را در اختيار او نهد، و درها را محكم بست و به يوسف گفت: بيا كه براى تو آماده شدهام. يوسف گفت: پناه بر خدا! او پروردگار من است كه جايگاه مرا نيكو قرار داده است. كارى كه مرا بدان فرامىخوانى ستمكارى است و ستمكاران رستگار نمىشوند.
تدبّر:
هنگام مواجهه با این آیه کریمه، احساس کردم که به من گفته میشود اگر میخواهم بدانم در چه جایگاهی هستم، باید ببینم در موقعیت گناه یا سختیها چه تصمیمی می گیرم؟؟( آنجاست که ذاتم را نشان می دهم). گویا به من می فرمایند: کافیست در مواجهه با موقعیت گناه و سختیها به سمت من پرواز کنی تا تو را در آغوش بگیرم… غرق امنیت شدم، الان دیگه احساس ضعف نمیکنم، احساس ترس ندارم و قدرت گرفتم.
2. قيلَ ادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدينَ فيها فَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرين[2]
به آنان گفته مىشود: از درهاى دوزخ درآييد در حالى كه در آن جاودانهايد؛ پس جايگاه متكبران چه بد جايگاهى است
تدبّر:
وقتی این آیه شریفه را تلاوت کردم، وارد جهنم شدم. فشاری غیر قابل تحمل و … بعد دیدم که این عذاب و آتش به خاطر این بود که خودم را همیشه از بقیه بالاتر میدانستم هر چند بسیاری از اوقات، این مسئله را از دیگران پنهان میکردم و حتی در بعضی موارد، خودم هم متوجه نبودم که دچارش هستم. حالا برایم معلوم شد که خدای مهربانم از بس مرا دوست دارد، مرا داخل در آتش میکند تا از هر چه غیر از خودش هست، پاک و خالص شوم. چقدر او را دوست دارم. چقدر عاشقش هستم. اینجا بود که لذتی غیر قابل توصیف، تمام وجودم را گرفت و سختی و حرارت درونی ام را تبدیل به خنکی و آرامش کامل کرد.
3. فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى وَ يُريكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ.[3]
پس گفتيم: بخشى از آن گاو ذبح شده را بر مقتول بزنيد تا زنده شود. بدينسان خداوند مردگان را زنده مىكند و آيات خود را به شما نشان مىدهد، باشد كه بينديشيد.
تدبّر:
همین حالا که این آیه مبارکه را خواندم، خداوند مرا زنده کرد. تک تک سلولهایم انگار جان تازهای پیدا کردند. الان متوجه شدم که قبل از این مرده بودم که جلوهگری خدای متعال در تک تک اجزاء عالم را نمیدیدم. به من فهماندند که این حیات هم به خاطر انجام وظیفه بود؛ کاری به عهده ام بود اما به خاطر کوچکی اش هرگز فکر نمیکردم چنین اثری داشته باشد.
[1]. سوره مبارکه یوسف: آیه 23
[2]. سوره مبارکه زمر: آیه 72
[3] . سوره مبارکه بقره: آیه79
پاسخ