راهکار عملی اصل دوازدهم
نمونه راهکار عملی: خطاب اصلی خدا در سورهی کوثر هم به ماست؛ و حضرتزهرا (س) به ما عطا شده است. خدا در این سوره و با خطاب «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ» دارد با تو حرف میزند و میگوید: ببین که چقدر دوستت دارم؛ زهرا را به تو دادم تا هدایتت کنم! خدا الآن به تکتک ما میگوید: من آنقدر تو را دوست دارم که برای هدایت تو، زهرا (س) را فرستادم! پس تو هم به نَفْسَت «نه» بگو و جواب محبّتهایم را بده!
1. باید قرآن خواندنهایمان، آیینهای برای خود دیدن باشد؛ بیاییم تا خودمان را ببینیم؛ قرآن بخوانیم تا بفهمیم در کجا هستیم و در چه مرحلهای قرار گرفتهایم. بررسی کنیم و ببینیم که چقدر توانستهایم به دستورات الهی عمل کنیم و کِی میخواهیم راه بیفتیم و به حقیقت اسماء الهی ورود پیدا کنیم.
2. جایگاه بلند خویش را ببین که مورد نظر، توجه، رحمت و کلام خدا قرار گرفتهای. قرآن کلام خداست یعنی او با تو سخن میگوید؛ خودش… خود خدا.
3. ما حق نداریم به کم اکتفا کنیم.
4. خداوند در کلماتش برای تو تجلی کرده است. او را از پس الفاظ و عبارات نگاه کن.
5. همهی این سستیها و تنبلیهایی که در عبادات داریم، گاهی حال داریم، گاهی نداریم، فقط بعضی وقتها به جماعت نماز صبح میرسیم، یا اصلاً به اصل نماز جماعت کماهمّیت هستیم و…، همهی اینها، برای این است که ما خودمان را نشناختهایم. ما اگر بدانیم چه جوهرهی وجودی داریم و چه گوهری هستیم، وقتمان را اینطور هدر نمیدهیم.
6. باید به خدا گفت: خدایا درست است که من خطاکار هستم، لغزش میکنم، نمیفهمم، امّا من تو را دوست دارم. اصلاً همۀ مجالس اهل بیت، روزهگرفتنها، عبادات، همه و همه برای این است که میخواهیم بگوییم: خدایا دوستت داریم. مگر غیر از این است؟! شما در مجلس اهل بیت و هیات چه میکنید؟ مگر غیر از این است که فریاد می زنید که خدایا دوستت دارم؛ روزه میگیرید یعنی میگویید خدایا دوستت دارم؛ وضو میگیرید یعنی میگویید خدایا دوستت دارم؛ قرآن میخوانید یعنی میگویید خدایا دوستت دارم؛ همۀ اینها همین است.
تو اگر همینها را شفیع بیاوری، کافی است. اصلِ انجام دادنِ اینها بر حبّ من است. تو همینکه من را دوست داری، اینها را انجام میدهی و اگر من را دوست نداشتی، هیچکدام از اینها را انجام نمیدادی. من هم که خدا هستم، میفهمم که ای بندهام نگران چه هستی و به همین دلیل هم حبّم را به صورت فطری در وجود تو گذاشتم، چرا که من عاشق تو هستم. من این عشق را در درون تو و به صورت فطری در وجودت قرار دادم تا به من توجّه کنی.
7. شاید این مطالب اشاره داشته باشد به این نکته که اگر طالب حقیقت دید راهی به محضر الهی ندارد و نمیتواند مراقبه و حالی پیدا کند، نباید ناامید شود و میتواند از راه چاپلوسی و سخن گفتن دربارۀ جود و کرم الهی وارد شود. باتوجّه به این اسماء، راه برای انسان باز میشود و میتواند ورود پیدا کند. به هر شکلی که هست میتواند به ریسمانهای مختلف کرامت الهی چنگ بزند و حال را برای خود ایجاد کند؛ مثلاً گاهی با یک شعر عرفانی یا چند خط قرآن خواندن حال انسان عوض میشود. اگر اینها نشد، یک روضه و توسل به اهلبیت، مخصوصاً ششماهه حضرت اباعبدالله الحسین خیلی راهگشاست و حال انسان را خوب میکند. همۀ اینها تجلّیات کریم بودن خداست و چنگ زدن و توسل به آنها مفید است.
اگر انسان بیحال باشد و برای اصلاح حال خودش کاری نکند، یعنی منتظر بماند که حالش خودبهخود خوب شود، خیلی زمان میبرد و ممکن است در همین ایّام بیحالی خطایی از او سر بزند و ساقط شود. لذا باید بهدنبال اصلاح خود بود و به هر ترتیبی که هست زمینههای ورود به ملکوت را باز کرد تا از مواهبی که پیشتر اشاره شد بیبهره نماند و به عوالم اختصاصی ائمه هدی ورود علیهم السلام پیدا کرد.
8. نسان از یک بچه سه ساله حیا میکند، اما در پیشگاه خداوند هر غلطی که میخواهد انجام میدهد. کدام الله اکبر را قبول داریم؟ در موقع معصیت و گناه، این اللهاکبر کجاست؟ اینها را باید درست درک کرد. اینها عوالمی است که در اولیاء الهیست. این قابلیت وجودی در همه ما هست، اما از کجا باید شروع کرد؟ چرا باید شروع کرد؟ اصلاً آیا لیاقت و قابلیت آن را داریم؟ آیت الله سعادت پرور میفرمایند: اگر نبود اینها و به گوش ما نمیرسید، اصلاً آنچه به نام رسولالله «لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة»[1] که حقیقت و ظهور قرآن است و آنچه میشنوید، دارند همه حقایق وجودی ما را بیان میکنند. همه اینها رسیدنی است.
ما برای رسیدن به همه آنچه که قرآن فرموده است، لیاقت و قابلیت داریم، اما ورودش به چه نحو است؟ مرحله اولش این است که «اللَهُمَّ نَوِّرْ ظَاهِرِی بِطَاعَتِکَ»[2] را انسان واقعاً بیابد و خود در مسیر اطاعت و بندگی خدا قرار بگیرد. نمیگویند خالص و ناخالصش مطرح شود. بلکه اگر فقط ظاهرش را پیدا کنیم کافی است. در قدم اول میگوید فقط ظاهرش را پیاده کن. یعنی ظاهراً به واجبات عمل کن. ظاهراً هم گناه نکن.
9. بصیرت را اطاعت میآورد، شما اگر در اطاعت فقط اخلاص داشته باشید، خالصانه باشد و هیچ انگیزه غیرالهی را دخیل نکنید، به حول و قوه الهی دارای بصیرت میشوید. ولی اگر انگیزههای غیرالهی دخیل بشود، هر چه قرآن بخوانید، بصیرت نمیدهد و هر چه امامزمان علیه السلام را صدا بزنید، او را نمیبینید!
[1] .سوره مبارکه احزاب: آیه21
[2] .دعای منسوب به امیرالمومنین علی علیه السلام
پاسخ