آیات نمونه برای اصل سوم

حال این آیات را به خود بگیر. چه می‌فهمی؟

2. یا أَيُّهَا الَّذینَ آمَنُوا … لا یَغْتَبْ بَعْضُکُمْ بَعْضاً أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْکُلَ لَحْمَ أَخیهِ مَیْتا…[1]

ای کسانی که ایمان آوردید، از یکدیگر غیبت ننمایید، آیا یکی از شما دوست دارد که گوشت برادر مرده خود را بخورد؟

وقتی که اخم قرآن نسبت به غیبت را می‌بینی بین دو راهی هستی که لبخند قرآن را انتخاب کنی یا زیر چتر خشم او بمانی.

2. أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَسَالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِهَا.[2]

خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد

ظاهر این آیه این است که آبی می‌آید و کفی بالا می‌آورد و کف باطل است و آب حق است یا مثلاً می‌گوید که یک فلز را در کوره می‌گذاری و ناخالصی اش می‌رود و اصلش که حق است می‌ماند این تدبّر انفسی اش این است که تو کفی و باید بروی که من خودم را ظهور دهم و این را بیش‌تر بخواهیم توضیح دهیم با خلوص در اعمال آن را نشان می‌دهیم.

موقعی که در عملی من و نفس وجود دارد این حقیقتی ندارد چون به آن حقیقت و اصل نیست و کف است «فَجَعَلْنَاهُ هَبَاءً مَنْثُورًا» و حقیقت آن چیزی است که با اخلاص باشد. اگر حقیقتی هست اوست و اگر کَفی است تویی این کف از آن حقیقت جدا نیست، مثالش هم می‌شود حباب است که علامه ره می‌فرماید حباب آب است با عدم آب و این عدم هیچ چیزی ندارد و اضافه ای نسبت به آب ندارد تو آن عدم و آن کف هستی که اگر بروی فقط آب می‌ماند یا موج و دریا، موج همان دریاست که اگر بخوابد فقط دریا می‌ماند.


[1]. سوره مبارکه حجرات: آیه 12

[2] . سوره مبارکه رعد: آیه 17

مقالات مرتبط

آیات نمونه در اصل پنجم

یَا أَيُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَغْتَب بَّعْضُکُم بَعْضًا أَ یُحِبُّ أَحَدُکُمْ أَن یَأْکُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتًا.
ﺍی ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎن! ﺍﺯ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻏﻴﺒﺖ ﻧﻨﻤﺎﻳﻴﺪ؛ ﺁﻳﺎ یکی ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺭﺩ؟
حضرت قرآن از غیبت متنفر است. با هر قسمت از کلامش هم موجب بیشتر شدن نفرت تو از غیبت می شود.
اما تنفر او چه حکمت و دلیل داره؟ در این آیه می توانی حکمتش رو دریابی

شواهد قرآنی اصل دوم

وَاذْكُر رَّبَّکَ فِی نَفْسِکَ تَضَرُّعًا وَخِیفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَکُن مِّنَ الْغَافِلِينَ.
ﻭ ﺗﻮ، ﺍی ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ، ﻫﺮ ﺻﺒﺢ ﻭ ﺷﺐ، ﻧﺎﻟﺎﻥ ﻭ ﺗﺮﺳﺎﻥ ﻭ ﻧﺠﻮﺍﻛﻨﺎﻥ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﻳﺎﺩ ﻛﻦ ﻭ ﺟﺰﻭ ﻏﺎﻓﻠﺎﻥ ﻧﺒﺎﺵ!

ضرورت تدبّر انفسی

همانطور که آیۀ شریفۀ «أَ فَلایَتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلی قُلُوبٍ أَقْفالُها» می‌فرماید: تدبّر در قرآن، کار قلب است، نه عقل، پس با قلبت در آیات قرآن تدبّر کن! یعنی اگر قلب قفل باشد، عقل به جایی نمی‌رسد. دل که بسته باشد، چیزی به ذهن نمی‌رسد. پس باید راهی برای باز شدن قفل‌های قلب پیدا کرد. راستی، قلبت قفل است؟! یا وقتی با آیات الهی مواجه می‌شوی، قلبت می‌لرزد؟! تا به سمت قرآن بروی، قلبت باز می‌شود؟ خاصیت نور این است که وقتی به‌سمتش بروی، نورانی می‌شوی و از تاریکی جدا می‌شوی!

اگر دلت باز نشد، استغفار کن! دست به دامن صاحب قرآن شو که مرا راه بده! دستم را بگیر و مرا دور نیانداز! من دوستت دارم و نمی‌خواهم از کلام تو محروم شوم… مرا به قرآن ببخش و دلم را برای فهم آیاتت، باز کن!

تدبر انفسی چیست؟

تدبر انفسی یعنی به خود گرفتن آیات و یافتن معنای آیه، در جان خود.

تدبر انفسی و به خود گرفتن آیات، تفسیر نیست؛ تطبیق است. تطبیق آیات با وجود خویش! تفسیر به‌رأی نیست؛ جستجوی آیات، در جان خویش است! برای اینکه بتوانی با قرآن ارتباط پیدا کنی و آیاتش را کاربردی بفهمی و منظورش را در جان خودت بیابی، چند اصل را خوب یاد بگیر و راهکارهایش را به خوبی پیاده کن!

معرفی اجمالی تدبّر انفسی

در شیوه «تدبّر انفسی» شخص به دنبال بررسی معانی الفاظ قرآن یا تفسیر او نیست بلکه به جستجوی آیات قرآن درون جان خود پرداخته و در همان حال تلاوت، از درمان قرآن بهره‌مند می‌شود.

این روش علاوه بر افزایش دوچندان معرفت نسبت به قرآن، موجب انس و رفاقتی تجربه نشده با این حقیقت ملکوتی می‌شود و به این شکل، ما را به نتایجی کاربردی و جدید در زندگی شخصی خود می‌رساند.

جهت آموزش این شیوه، ۱۲ اصل تدبّر انفسی و به خود گرفتن آیات معرفی شده و هر اصل در ضمن هشت بخش، تشریح گردیده است.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار