روایات راهگشای اصل دهم

1.قَالَ الصَّادِقُ (ع)‌: فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِه‌.[1]

پس قرآن را شمرده شمرده بخوان و هنگامی که به وعده و وعيدهایش می‌رسی، درنگ کن، و در امثال و مواعظ آن تفكر نما، و برحذر باش كه به خاطر گیر و بند رعايت آداب تجويد، حدود آن را ضایع نگردانی.

2. الإمامُ عليٌّ (ع): ألا لا خَيرَ في قِراءةٍ ليسَ فيها تدبّر ، ألا لا خَيرَ في عِبادَةٍ ليسَ فيها تَفَقُّهٌ. [2]

 بدانيد كه در قرآن خواندنى كه با تدبّر همراه نباشد، خيرى نيست؛ بدانيد كه در عبادتى كه با فهم و انديشه توأم نباشد، خيرى نيست.


[1] . بحارالانوار: ج82، ص44

[2] . الکافی: ج1، ص36

مقالات مرتبط

روایات راهگشای اصل دوم

امام صادق علیه السلام: همانا قرآن با شتاب و سرعت نباید خوانده شود، بلکه هموار و شمرده تلاوت گردد و هر گاه به آیه ای برخورد کردی که در آن یاد بهشت شده است، نزد آن توقف کن و از خداوند طلب بهشت نما و… پاسخ آیات انذار و تبشیرش را با استعاذه و دعاء بده.

روایات راهگشای اصل نهم

قال رسول الله ص: لا تَغفُل عَن قراءةِ القرآن صباحاً و مساءً.
پیامبر (ص) می فرماید: در هر صبحگاه وشامگاه، از قرائت قرآن غفلت نکن.

قال الصادق ع: إِذَا كَانَ الرَّجُلُ عَلَى عَمَلٍ فَلْيَدُمْ عَلَيْهِ سَنَة.
امام صادق عليه السلام: هر گاه شخصى عملى را آغاز كند، تا يك سال آن را ادامه دهد

روایات راهگشای اصل دوازدهم

1. قال الصادق (ع): فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّك.
نيك بنگر كه كتاب پروردگارت را چگونه می خوانی؟‏
2. قال علی (ع): فَتَجَلَّى لَهُمْ سُبْحَانَهُ فِي كِتَابِه.
امام علی (ع) فرمود: خدای متعال در قرآن برای آن ها {بندگانش} تجلی کرد. ‏

شواهد قرآنی اصل نهم

1. و لقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر
ما قرآن را آسان کردیم برای اینکه شما آن را حفظ کنید؛ استمرار بر تلاوت قرآن داشته باشید و بر دریافت هایتان از قرآن مراقبت کنید.
2. أفَلَا يَتدبّرونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا.
آيا در قرآن نمى انديشند [تاحقايق را بفهمند]؟ یا بر دل هایشان قفل هایی قرار دارد؟

آیات نمونه در اصل دهم

الم * تِلْكَ ءَايَاتُ الْكِتَابِ الحَكِيمِ * هُدًى وَ رَحْمَةً لِّلْمُحْسِنِين‏
تدبّر: نماز ظهر را که خواندم، قرآن عزیز را در دست گرفتم. آن چنان غرق در قرآن شده بودم که اصلا متوجه ساعت نشدم دیدم ساعت ها غرق در قرآن بودم و وقتی به خودم آمدم، سه ساعت گذشته بود درحالی که برای حقیر انگار ده دقیقه گذشته بود. چقدر شیرین بود.

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

رفتن به نوار ابزار