پیشینه تدبّر در قرآن
تدبّر در قرآن با توجه به تأکیدات فراوان امامین انقلاب، در دهه اخیر مورد توجه گروههای تخصصی قرآنی و همچنین اقشار مختلف مردم قرار گرفته است. اکنون به بررسی اجمالی این گروههای تخصصی و تولیدات کتبی آنها پرداخته و در نهایت به معرفی شیوهای جدید از تدبّر در قرآن و تفاوتهای آن با فعالیتهای انجام گرفته خواهیم پرداخت:
استاد الهی زاده (مؤسسه تدبّر در قرآن و وحی)
چیستی تدبّر
تدبّر، فعالیتی است در جهت انس هر چه بیشتر با ظاهر الفاظ و عبارات آیات قرآن کریم که موجب فهم هر چه بهتر موضوعات مطرح در سوره و دریافت پیام هدایتی آنها میشود. این مهم با نگاه مجموعی به آیات حاصل میشود که در آن متدبّر همراه با قرائت مکرر متدبّرانه، در نحوه اتصال آیات جای داده شده به وحی الهی در کنار هم و چگونگی انفصال ظاهری آنها از یکدیدگر تأمل میکند و دستهبندی آیات را مثلاً در درون یک سوره بدست میآورد و از آن پس سمت و سوی هدایتی آیات و سوره را کشف میکند و همه اینها را ابزاری برای فهم بهتر متن سوره قرار میدهد. بنابراین تدبّر در قرآن به معنای تفهّم متن قرآن است؛ یعنی فهمیدن آنچه قرآن میفهماند.[1]
تدبّر در اصطلاح، همان «تفهم همگانی روشمند ظاهر متن قرآن» است.[2]
روش تدبّر
تدبّر در یک سوره سه گام دارد:
گام نخست، تفهم کلمهها و جملههای مشکل است. گام دوم، تفهم ساختار سوره، برای بدست آوردن ساختار آیات (دستهها) است. در این گام پیوستگیهای ادبی میان آیات … و تقابل لفظی لحاظ میشود. گام سوم، تفهم جهت هدایتی سوره است. که سمت و سوی هدایتی کلام اللّه است و تأثیری هدایتگرایانه دارد. روش کشف جهت، استفاده از مشترکات لفظی و محتوایی در ابتدا، وسط و پایان سوره و فضای سخن است.
باید توجه داشت که مرحله اصلی و تدبّر حقیقی و حقیقت تدبّر، آخرین مرحله یعنی تفهم جهت هدایتی متن قرآن است.
حیطه تدبّر
تدبّر در حیطه الفاظ است و متدبّر به بهترین شیوه، با الفاظ و عبارات آیات و سورههای قرآن و معانی آنها آشنا و مأنوس میشود که اولین و ضروریترین گام برای پرداختن به تفسیر است.[3]
تدبّر تنها در حیطۀ الفاظ است.[4]
تدبّر، در ظاهر متن قرآن یعنی نص و ظاهر الفاظ قرآن است. از این رو باطن و اشارات و لطایف و … در تدبّر مطرح نیست.[5]
تدبّر، نگرشی حداقلی (نخستین مرتبه فهم قرآن) و برای همه ممکن است، ولی مراتب فراتر از تدبّر، مانند تفسیر و تطبیق، در توان همه و وظیفهای فراگیر نیست.[6]
فواید تدبّر
تدبّر از یک سو مکمل دیگر فعالیت عمومی قرآنی مانند روخوانی، روانخوانی، تجوید، ترتیل، قرائت، صوت و لحن، ترجمه و مفاهیم و حفظ است. و از سوی دیگر مقدمهای است برای ورود به عرصه تفسیر قرآن کریم.[7]
استاد علی صبوحی (گروه تحقیقاتی تدبّر در کلام وحی)
چیستی تدبّر
دریافت پی در پی آیات هر سوره که به فهم منسجم آن سوره منتهی میگردد. دستیابی به فهم منسجم سورههای قرآن کریم، نقش مهم در استفاده ما از هدایت الهی این کتاب آسمانی دارد، زیرا سورههای قرآن کریم، اصلیترین واحدهای هدایتی این کتاب عزیز است.[8]
روش تدبّر
تدبّر در هر سورهای، با فهم معنای کلمات، عبارات، جملات و آیات آن سوره و همچنین درک ارتباط آیات و هماهنگی مجموعه آیات آن با یکدیگر محقق میشود.[9]
درک مفاهیم کلمات، عبارات، جملات و شناخت مقاصد آیات و تشخیص ارتباط آیات و کشف دستههای مفهومی (سیاقها) و درک هماهنگی سیاقهای مختلف با یکدیگر و پی بردن به مقصد هدایتی واحد هر سوره، افزون بر فهم متکی به ادبیات عربی مبین قرآنی، مستلزم شناخت فضای سخن آن سوره است؛ بدین معنی که باید با کمک سوره فهمید که برای درمان کدام درد و یا پاسخ به کدام سوال و یا ارائه راه حل کدام بحران و یا دفع و رفع کدامین شبهه و یا ایجاد یقین نسبت به کدام اعتقاد نازل شده است … همچنین مستلزم شناخت جهت هدایت است؛ بدین معنی که باید در لابلای مفاهیم و موضوعات متنوع، سمت و سوی حرکت سوره را تشخیص داد و در میان آیات جای اصل و فرع را جابجا ندید … همچنین مستلزم شناخت سیر هدایتی است؛ بدین معنی که باید مسیر حرکت از فضای سخن به سوی جهت هدایتی را درک کرد و باید با گامهای سوره از مبدأ وضعیت موجود (فضای سخن) به سوی مقصد وضعیتت مطلوب (جهت هدایتی) همراه شد و با سیر سوره حرکت کرد.
فهم و درک شناخت پیش گفته، بر علوم و اصول فهم و فکر استوار است. ادبیات عرب، اصول فهم متن و منطق تفکر بیشترین نقش را در شکلگیری، کمال، صحت و دقت این فرآیند عالمانه دارد.[10]
استاد اُخوّت (مدرسه دانشجویی قرآن و عترت)
چیستی تدبّر
تدبّر، توجه به عاقبت موضوعی است … لذا تدبّر در قرآن به این معناست که فرد به صورت حقیقی به غرض نزول کلمات و آیات سورهها احاطه یافته، آن را در معرض توجه قرار داده و همهی افعال خود را در راستای آن، جهت دهد و این مختص، «اولوالعلم» و «مخبتین» است.[11]
ساحت تدبّر در قرآن برای انسان چه به لحاظ فردی و چه برای جامعه، ساحتی برای علم و عمل است؛ زیرا قرآن تعیین کننده خط مشی انسان و اجتماع و ارائه دهنده شناختهای لازم و بایدها و نبایدها برای اوست. پس ساحت تدبّر در قرآن، ساحت مدیریت و تجلی تدبیر الهی در حیات بشری است.[12]
اصول تدبّر
اصل اول: قرآن، مهم ترین رافع نیاز انسان
اصل دوم: درجات انسان در دنیا و آخرت، وابسته به فهم معانی آیات قرآن
اصل سوم: تمسک به مضامین قرآن، شرط تعلیم و ترفیع یافتن توسط او
اصل چهارم: امکان دستیابی به درجاتی از نبوت با قرآن
اصل پنجم: قاری قرآن به مثابۀ قاری تمام کتب انبیاء گذشته
اصل ششم: قرآن منبع نور، هدایت و علم
اصل هفتم: اهتمام به یاد دادن و یاد گرفتن قرآن تا پایان عمر
اصل هشتم: قرآن، موجب فعال شدن تفکر حقیقی و حیاتبخش
اصل نهم: قرآن، جلادهنده قلب
اصل دهم: قرائت قرآن، موجب دستیابی به گنجهای بینهایت
اصل یازدهم: قرائت قرآن، نجاتدهنده از مهلکهها
اصل دوازدهم: همراهی با قرآن، ایمنیبخش از وحشتهای دنیوی
اصل سیزدهم: مراجعه به قرآن و امکان دستیابی به اخبار همه هستی و آنچه مورد نیاز انسان است
اصل چهاردهم: قرائت قرآن، موجب بهرهمندی از ویژگیهای او[13]
مقدمات تدبّر
1. فراهم آوردن شرایط طهارت و پیشرفت همهجانبه در آن.[14] تقوا و طهارت، مقدمه لازم برای فهم قرآن[15]
2. فراهم آوردن شرایط لازم برای تفکر و فهم آیات قرآن
3. نظر به قرآن به انگیزه و قصد هدایت
4. خواندن قرآن با نظم و چینشی متناسب
5. دراست قرآن (مکرر خواندن قرآن، مرور مرتب)
6. بررسی آیات بر اساس چارچوب علمی
7. جامعنگری در آیات[16]
حیطه تدبّر
با توجه به اینکه تصریح شده به اینکه خدای متعال هم ظاهر و هم باطن کلامش را اراده کرده است[17] و همچنین تأکید بر اینکه طهارت، مقدمه تدبّر در قرآن است،[18]و[19] میتوان استفاده کرد که از نظر نویسنده، حیطه تدبّر محدود به ظاهر نیست و حداقل درجاتی از باطن را هم دربر میگیرد.
علاوه بر اینکه نویسنده، در اصل چهارم از اصول تدبّر در قرآن تصریح میکند که انسان با قرآن میتواند به درجاتی از نبوت دست یابد.[20] مشخص است که درجاتی از نبوت، ذیل باطن جای میگیرد. همچنین در اصل سیزدهم میگوید، با مراجعه به قرآن میتوان به اخبار همه هستی و آنچه مورد نیاز انسان است، دست یافت.[21] در این گزاره هم به طور واضح دلالت بر این دارد که انسان به واسطه قرآن به باطن که بخشی از آن، اخبار هستی و راه برطرف نمودن نیازهای خویش است، دست مییابد.
بررسی تطبیقی شیوه تدبّر انفسی با دیگر شیوههای تدبّر در قرآن
چیستی تدبّر
تدبّر از لغوی، از دو جهت ریشه و ساختار قابل بررسی است.
ریشه تدبّر از «د ب ر» است. این ریشه به معنای پشت هر چیز[22] و ضدّ جلو است[23] و اگر در «إدبار النجوم» به معنای آخر شب و نزدیک به صبح است،[24] منظور پشت ستارگان و پس از آنهاست. «دابِر» هم که به معنای تابع آمده است،[25] یعنی فردی پشت سر دیگری حرکت میکند.
در معنای دیگری «دابِر» به معنای آخر آمده است.[26]همچنین کلام «قَطَعَ اللهُ دابِرَهُم» یعنی خداوند آخرین نفر از باقیماندگان این افراد را هم از بین ببرد. [27] وجه اطلاق «دابِر» به آخرین نفر هم آن است که این فرد، در پشت و آخر همه افراد دیگر است.
در جایی دیگر معنای تدبّر را توجه به عواقب یک مسئله دانستهاند. [28]و[29] که البته وجه این معنا هم توجه به پشت، انتها و آخر آن مسئله است. زیرا عاقبت، چیزی است که در پشت و پس چیزی میآید.
با توجه به توضیحات بیان شده در معنای ریشه تدبّر، اصل معنایی واحد در این ریشه، آخر شیء و پشت آن است.[30] همچنین مشخص شد که معنای این ریشه متقوّم به دو طرف است: شیء و چیز اول و شیء و چیزی که در پشت چیز اول است.
اما در بخش بررسی ساختاری واژه تدبّر باید گفت که از «باب تفعّل» است. معنای اصلی باب تفعّل، مطاوعۀ باب تفعیل یا طلب مبدأ فعل بدون زحمت یا با زحمت است.[31]
بنابر معنای اول، فرد تدبّر کننده نقش انفعالی دارد در مقابل فرد تدبیر کننده به این معنا که فرد یا حقیقت مقابل، توجه به عاقبت امر میکند و تدبّر کننده تنها نقش پذیرش نسبت به این توجه را دارد.
اما مبنی بر معنای دوم، فرد تدبّر کننده نقش فعال دارد با زحمت و تکلّف هم که شده به آخر و پشت آیات دست مییابد.
به عنوان جمعبندی بررسی ریشه و ساختار واژه تدبّر، میتوان گفت که تدبّر در آیات قرآن یعنی رسیدن به پشت آیه. پشت آیه هم شامل معانی دقیقتر ظاهری که در وهله اول از نگاه تدبّر کننده در پوشش است، میشود و هم شامل معانی باطنی آیات قرآن میگردد. اما از آنجا که یکی از معانی ریشه «دبر»، آخر شیء بود. میتوان رسیدن به باطن بلکه آخرین و نهاییترین بواطن قرآن را، معنای اصلی تدبّر در آیات قرآن دانست. پس تدبر در قرآن دارای مراتبی است که از لایههای ظاهری قرآن، شروع و به بواطن قرآن ختم میشود.
اما «انفسی» یعنی عملیات تدبر از طریق نفس انجام میشود. تطبیق آیات با وجود خود و جستجو کردن آیات درون خود.
در نتیجه تدبّر انفسی به شکل اجمالی یعنی بهخود گرفتن آیات قرآن. و به شکل تفصیلی یعنی رسیدن به پشت و نهایت آیات از طریق جستجوی درونی و رسیدن به جایگاه حقیقی خود از طریق آیات قرآن که در دو جمله آیات را در خود دیدن و خود را در آیات دیدن خلاصه میشود.
انتقال از ظاهر به باطن آیات که چهار رکن دارد و با یافتن معنا در درون خود فرد، موجب شناسایی قابلیت وجودی او شده و با هدایت زندهٔ آیات الهی، موجب حرکت و اعتلای وجودی فرد میشود.
تدبّر انفسی، یعنی به خود گرفتن آیات و یافتن معنای آیه، در جان خود. در تدبّر انفسی به دنبال این هستیم که تک تک آیات را در جان خود پیاده کنیم؛ یعنی تمام زوایای وجودی خودمان را و تمام آن چیزهایی را که به واسطه آن (من) درست شده است، اعم از سلایق، گرایشها، خواستهها، داناییها، همه اینها را بر اساس آیات قرآن تنظیم کنیم.
تدبّر انفسی یعنی شناخت خود و یافتن جایگاه، قابلیت و استعدادهای خدادادی که برای شکوفایی آنها قرآن نازل شده و اینهمه ارسال رسل و انزال کتب صورت پذیرفته است. در این روش، شخص مُتدبّر، دریچههای فهم و ادراک عقلی و قلبی خود را بر روی آیات الهی باز کرده و میآموزد که خود را در آیات الهی جستجو نموده و پیام شخصی قرآن را از لابلای الفاظ، عبارات و حضور در محضر قرآن عزیز بیاید؛ خود و قابلیتهای اسمائی خود را بشناسد، جایگاه و موقعیت فعلی خود را دریابد و دستورالعمل و هدایتگری قرآن را دریافته و بر اساس آن عمل نماید.
تدبّر انفسی روشی است مبتنی بر فهم اغراض آیات قرآن کریم در ساحت وجودی فرد و مبتنی بر حل مساله بر اساس تغییر دیدگاه و تجربه شخصی، از حضور و کشف مراتبی از ملکوت قرآن که همان ملکوت و حقیقت انسان است که اینها همه، در سایهٔ فهم خطابات قرآن کریم میسر است. قرآن کتاب هدایتی است که با تکتک ما سخن میگوید و اگر کسی خود را مخاطب آیاتش بداند و این حقیقت را درک نماید که قرآن برای هدایت او نازل شده است، آیاتش را خواهد فهمید و مصادیق را در وجود خویش خواهد یافت و اسرار ملکوتیاش، برای او پیدا خواهد شد.
در این شیوه طهارت به جمیع مراتب مورد توجه بوده و میزان بهرمندی فرد از تدبّر در آیات، به میزان طهارت وی در ساحت عمل، باور، خیال، قلب و… بستگی تنگاتنگ دارد. صدالبته همراهی با استاد و ارتباط مستمر با عالمی ربانی و آشنا با تجربیات معنوی و ملکوتی، برای نظارت و جهتدهی به تدبّرها، لازم و ضروری است.
در این شیوه تدبّری، هر فرد خودش را مخاطب آیات دیده و در ملاقات با حقیقت قرآن، بوسیله آیات الهی، خودشناسی پیداکرده و هدایت و حکمت آیات را در وجود خویش پیدا میکند. در این ملاقات، متوجه حضور در محضر پروردگار شده و مراتبی از لقای الهی را با تمام وجود خویش تجربه مینماید. تدبّر انفسی، تنها یک روش تدبّر در قرآن نیست، بلکه یک سبک زندگی است، سبک زندگی باورمند، باتوجه و نورانی که ارتباط با ملکوت را تا رسیدن به فطرتالله، ادامه میدهد.
اگر بخواهیم به بررسی روشهای مختلف تدبّری بپردازیم، باید گفت که تأکید استاد الهی بر تفهّم روشمند ظاهر آیه و تأکید استاد صبوحی به فرآیندی که باعث فهم منسجم از آیات میشود، است. اما در تدبّر انفسی، به دنبال درگیر کردن مخاطب به بهترین و دقیقترین ترجمه از قرآن که همه دقائق و نکات در آن رعایت شده باشد، نیستیم. بلکه میخواهیم مخاطب پیام شخصی آیه به خود را پیدا کند. یعنی قرآن را در زندگی شخصی خود یافته و راهنماییها و هدایتهای او را دریافت کرده و گام به گام با قرآن همراه شود تا به مقصد حقیقی عالم برسد.
تدبّر استاد اُخُوَّت هرچند محدود به تلاش برای فهم متن قرآن نبوده و از این جهت شایسته تقدیر است، اما شیوهای که ایشان در کتبشان به کار بستهاند، در عمل منجر به همان فهم متن و واکاوی ظرائف و دقائقش میشود. زیرا وزن نکاتی مثل ضرورت طهارت در تدبّر قرآن به هیچ وجه به اندازه توجه به ساختار کلمات، نکات ادبی مؤثر، سیاق، فضای نزول و … نمیرسد. علاوه بر اینکه طهارت و اصولی دیگر اصلا به میزان لازم توضیح داده نشده است و کاربردش برای مخاطب تبیین نگردیده است. و بیشتر نقش بیان نکاتی مهم برای مخاطب را دارد.
از جمله نکات مشترکی که همه شیوههای تدبّر در قرآن (در درجه اول استاد الهی زاده و صبوحی و در درجه بعدی، استاد اخوت) بر آن تأکید دارند، توجه به سیاق آیات و نقش آن در تدبّر در قرآن است. توجه به سیاق در شیوه تدبّر انفسی هم وجود دارد اما در سطح توجه به تک تک آیات. به این معنا که فرد تدبّر کننده هنگام تفکر و در مراحل بعدی توجه قلبی به آیات، از یک حرف تا یک کلمه تا یک جمله و آیه تا یک سیاق تا یک سوره و در نهایت نسبت به کل قرآن، میتواند برداشتهای مختلفی داشته باشد. پس اصل و آنچه تمرکز بر آن است، جا انداختن این نوع شیوه برای ارتباط با قرآن است. حال مخاطب به اقتضاء تلاش، طهارت قلبی، کنار گذاشتن پیشفرضهای قبلی و … از مجموعه موارد بیان شده به برداشت شخصی میرسد.
یکی از نکاتی که مورد غفلت واقع شده است، مراتب هدایتگری قرآن است.
نکته دیگر، متنانگاری قرآن است. این از اساسیترین اشکالات وارد بر مجموعه روشهای تدبّر در قرآن است. همه این شیوهها در صدد معرفی روشی کارامدتر و جامعتر برای فهم متن هستند. حال آنکه قرآن، متن و کتاب به اصطلاح عرفی ما نیست که محدود به مجموعه ای از الفاظ و عبارات باشد. بلکه حقیقتی زنده است، تکلم میکند، تلاوتکنندهی خود را خطاب میکند و به طور کلی دارای تمام ویژگیهای یک حقیقت زنده میباشد.
اصول مقدماتی تدبّر انفسی
اصل اول: شخص بزرگوار و بلندمرتبه
اصل دوم: تخاطب
اصل سوم: هدایت
اصل چهارم: طهارت
اصل پنجم: حکمت
اصل ششم: ارتباط با عالم
اصل هفتم: عدم پیش داوری
اصل هشتم: حیات (نقدی بودن)
اصل نهم: استمرار
اصل دهم: رفاقت عاشقانه (با قرآن)
اصل یازدهم: عینیت قرآن با اهل بیت
اصل دوازدهم: توجه به جایگاه خود (تجلی الهی)
اصول پیشرفته تدبّر انفسی:
اصل اول: توجه قلبی (توجه به توجه)
اصل دوم: سنخیت و مرآتیت
اصل سوم: معیت و ثبات قدم
اصل چهارم: مراقبه و حضور
اصل پنجم: صدق
اصل ششم: رفع حجب نوری
اصل هفتم: فقر و اعتبار
اصل هشتم: توجهات اسمائی
روش تدبّر
تدبّر انفسی، تدبّر در قرآن با قلب است. تدبّر انفسی و به خود گرفتن آیات، تفسیر نیست؛ تطبیق است. تطبیق آیات با وجود خویش! تفسیر بهرأی نیست؛ جستجوی آیات، در جان خویش است!
تدبّر با تفکر متفاوت است؛ گاهی انسان آیه ای را ملاحظه کرده و در زوایای مختلف آیه تفکر میکند که چه معنایی دارد، چه ویژگی هایی دارد، چه برداشتهایی میشود از این آیه کرد، در حالی که اینها در حیطه تعقل است، چرا که با فکرش این آیه را بررسی میکند. درحالی که دلیلی که در ذیل این آیه شریفه برای عدم تدبّر آمده، مربوط به عقل نیست؛ یعنی نمیفرماید اینها تدبّر نمیکنند چون عقل آنها ناقص است؛ بلکه میفرماید: «أَمۡ عَلَى قُلُوبٍ أَقفَالُهَا».[32]
برای تفاوت تدبّر انفسی با تفکر و تعقل به این مثال توجه کنید؛ فرض بفرمایید شما یک مریضی در خانه دارید که به دنبال مداوای آن مریض در خانه هستید، خوب یک وقت عکس و شرح گزارش حالات این بیمار را و علائم این بیمار را میبرید پیش یک دکتر این دکتر شروع میکند به نسخه پیچیدن بر اساس آن چیزهایی که از مریض نقل کردید و دکتر نسخه را به شما میدهد و شما دارو را تهیه میکنید و آن مریض استفاده میکند و شفا پیدا میکند این یک حالت است.
یک حالت هم این است که شما این مریض را برمیدارید و میبرید پیش دکتر و دکتر هم آنجا داروی مورد نیاز مریض را به آن میدهد یا برایش تزریق میکند بیمار آنجا تحت مداوا قرار میگیرد.
این دو نوع مراجعه به دکتر تشبیه است برای اینکه ما یک تاملی کنیم و یک دقتی کنیم در نحوه مراجعه ما به قرآن کریم.
ما تا به حال میرفتیم به سراغ قرآن کریم و یک شرح حالی از دل خراب خودمان را میبردیم پیش قرآن در دارالشفاء الهی و میگفتیم که در وجود من چنین مریضیهایی است، بعد قرآن کریم مطالبی را تلاوت میکردیم از آیاتش و از آن آیات نکاتی برداشت میکردیم و نسخهای به دست میآوردیم و میرفتیم که به آن نسخه عمل میکردیم که بعد از عمل دردهای دلمان خوب شود، درست است؟
اما یک وقت دیگر ما این دور را نمیزنیم و این گونه در آیات تفکر نمیکنیم بلکه میرویم و تدبّر میکنیم در آیات یعنی دل مریض خودم را میبرم به محضر قرآن و به قرآن عرضه میکنم و میگویم ای دکتر این مریض من است، اینکه چه حالی دارد چه ویژگیهایی دارد یا چه عوارضی برای آن است من نمیدانم، خودت ببین و خودت مواجه شو با این مریض و خودت داروی خودت را بر زخمهای او بگذار، خودت درمانش کن واسطهگری خودمان را حذف میکنیم و دل را به محضر قرآن میبریم و نور قرآن به آن میتابد و اثر میپذیرد؛ این تدبّر انفسی است.
این یعنی تدبّر یک کار قلبی است، یک کار دلی است، یک کاری است که با مرکز وجود خودت باید با آن مواجه شوی، اینطور نیست که تو عقلت، فکرت و یک بخشی از وجودت را به آن اختصاص دهی و بعد بتوانی تدبّر کنی؛ بلکه برای اجراء تدبّر و عمل به این دستور قرآن کریم، باید قلب خودش را باز کرده و با قلب خود به آن آیه توجه کند تا معنا و نور آیه به وجودش بتابد. به بیان دیگر حقیقتاً تدبّر از جنس آگاهی به معنای علم حصولی نیست؛ بلکه نوری است که در جان انسان به صورت حضوری و در قلب انسان به صورت شهودی نمایان میشود.
پس اگر بخواهیم تدبّر کنیم، باید یاد بگیریم که با قلبمان کار کنیم، باید یاد بگیریم که از دلمان استفاده کنیم، باید یاد بگیریم که با دلمان نگاه کنیم.
حال چطور میتوان با قلب و دل نگاه کرد؟
راهش از طریق تسلیم شدن در مقابل قرآن است؛ اوامرش را اطاعت و نواهی او را ترک کنیم.
راستی، قلبت قفل است؟! یا وقتی با آیات الهی مواجه میشوی، قلبت میلرزد؟! تا به سمت قرآن بروی، قلبت باز میشود. خاصیت نور این است که وقتی بهسمتش بروی، نورانی میشوی و از تاریکی جدا میشوی! اگر دلت باز نشد، استغفار کن! دست به دامن صاحب قرآن شو که مرا راه بده! دستم را بگیر و مرا دور نیانداز! من دوستت دارم و نمیخواهم از کلام تو محروم شوم… مرا به قرآن ببخش و دلم را برای فهم آیاتت، باز کن!
حیطه تدبّر
حیطه تدبّر در قرآن علاوه بر آنکه شامل ظاهر و محدوده الفاظ قرآن میشود، شامل باطن قرآن نیز میشود. و همچنانکه وظیفه همه انسانها، تلاش برای فهم ظاهر قرآن است، وظیفۀ همه ایشان، رسیدن به بواطن قرآن نیز هست. اما وصول به این مقصد نیازمند به مقدماتی است و این سیر، به راهنمایی عالم ربانی احتیاج دارد تا دچار انحراف نگردد.
فوائد تدبّر
بر اساس شیوه تدبّر انفسی، انس مضاعف برای مخاطب ایجاد میشود؛ احساس محبت بسیار به قرآن پیدا میکند، با او رفاقت کرده و او را بهترین رفیق خود میداند، وقتی به او سر نمیزند احساس ناراحتی میکند، وقتی او را میبینید آرامش تمام وجودش را در بر میگیرد و …
هم چنین با این شیوه، باورهای دینی مخاطب، تعمیق میگردد. به شکلی که معارفی را که تا قبل تنها شنیده بود یا حتی به گوش او هم نرسیده بود، بر اساس این شیوه، تجربه و با تمام وجود خود لمس میکند.
[1] . محمد حسین الهی زاده، تدبّر در قرآن (از سوره ناس تا سوره نبأ)، ص15-16
[2]. محمد حسین الهی زاده، درسنامه تدبّر در قرآن (جزء 29-28)، ص12
[3]. محمد حسین الهی زاده، تدبّر در قرآن (از سوره ناس تا سوره نبأ)، ص10
[4]. محمد حسین الهی زاده، درسنامه تدبّر در قرآن (جزء 29-28)، ص7
[5]. محمد حسین الهی زاده، درسنامه تدبّر در قرآن (جزء 29-28)، ص13
[6]. محمد حسین الهی زاده، درسنامه تدبّر موضوعی قرآن (مبادی، مبانی، روش و نمونه)، ص33
[7]. محمد حسین الهی زاده، تدبّر در قرآن (از سوره ناس تا سوره نبأ)، ص18
[8]. علی صبوحی، تدبّر در قرآن کریم، حزب مفصل (سورههای انشقاق تا ناس)، ج6، ص12
[9]. علی صبوحی، تدبّر در قرآن کریم، حزب مفصل (سورههای انشقاق تا ناس)، ج6، ص14
[10]. علی صبوحی، تدبّر در قرآن کریم، حزب مفصل (سورههای انشقاق تا ناس)، ج6، ص15-16
[11]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص73-74
[12]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص77
[13]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص27-34
[14]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص78
[15]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص39
[16]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص78-80
[17]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص53
[18]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص39
[19]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص78
[20]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص30
[21]. احمدرضا اخوت، آموزش روشهای تدبّر در قرآن 1، مقدمات تدبّر در قرآن، ص34
[22]. العین؛ جلد8، صفحه 31
[23]. جمهرة؛ جلد1، صفحه 296
[24]. العین؛ جلد8، صفحه 31
[25]. همان
[26]. تهذیب؛ جلد14، صفحه 79
[27]. الصحاح؛ جلد2، صفحه 653
[28]. العین؛ جلد8، صفحه 33
[29]. تهذیب؛ جلد14، صفحه 80
[30]. معجم مقاییس اللغة؛ جلد2، صفحه 324
[31]. شرح النظام على الشافية؛ صفحه 149-150
[32] سوره مبارکه محمد: آیه24
پاسخ